سيد محمد باقر برقعى

38

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

خادم ( 1334 ) حسين خادمى ، فرزند رضا ، در سال 1334 هجرى شمسى در شهرستان داراب فارس از مادر زاد . تحصيلات ابتدايى و قسمتى از متوسّطه را در زادگاهش به پايان رسانيد ، ازآن‌پس در سال 1351 به استخدام نيروى هوايى ( درجه‌دارى ) درآمد و با ادامهء تحصيل در شيراز به دريافت مدرك ديپلم طبيعى توفيق يافت . خادمى در سال 1360 از نيروى هوايى بازخريد شد ، آن‌گاه به استخدام ادارهء كشاورزى درآمد و در داراب به كار اشتغال ورزيد و مدّت پنج سال انجام‌وظيفه كرد و در سال 1365 استعفا كرد و به شغل آزاد روى آورد و در واحد تاكسىرانى شهر خود مشغول كار شد . حسين خادمى ، كه در شعر « خادم » تخلّص مىكند ، از سال 1373 رسما و به‌طور مستمرّ شروع به سرودن شعر كرد و در اين رهگذر توفيق رفيق راهش بود و آثارش نشان مىدهد كه وى از استعداد و قريحهء كافى برخوردار است و اشعارش در برخى از مطبوعات استان به چاپ مىرسد . خادم در سرودن شعر بيشتر طبعش به غزل و مثنوىسرايى مايل است و گاهى در سرودن شعر نو طبع‌آزمايى مىكند . امّا آنچه از اشعار او مىتراود ، نسيم جان‌بخش و روح‌نواز مرثيه‌هاى دل‌نشين خاندان پيغمبر و ائمهء اطهار عليهم السّلام است ؛ به خصوص اشعارى كه دربارهء ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام سروده ، حال و هواى ديگرى دارد . ميوهء كال كلك من تا كه كوير فكر من ، ره به كوير مىبرد * نرگس چشم مست تو ، دل چو اسير مىبرد