سيد محمد باقر برقعى
372
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
طرح فشنگ * وقتى از قطار كهنهء فشنگ من پياده مىشوم * بدرقه نمىكند مرا بهجز داغبوسههاى گرم ماشهء تفنگ * عشق مُدرِن ! شاعرى شعرى خواند * گفت : در قرن سكوت و آهن هيچكس عاشق نيست * من خودم مىديدم دست يك بولدوزر عاشق باز * گل سيمانى برجى را چيد !