سيد محمد باقر برقعى
260
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
املاك موروثى خود را كرده ، به حكم او املاك خود را مالك شد . » وحيد دستگردى در مجلّهء ارمغان دربارهء دهقان چنين مىنويسد : « يكى از شعراى بزرگ و نوابع قرن اخير ايران ابو الفتح خان دهقان سامانى اصفهانى ، ملقّب به « سيف الشّعرا » است . نگارنده صحبت اين نابغهء بزرگ را در روزگار پيرى وى دريافته و به خاطر دارم كه نخستين بار در حوزهء درس مطوّل كليم بزرگ و استاد بىهمال آخوند ملّا محمّد كاشى در مدرسهء صدر اصفهان و پس از آن نيز در حوزهء درس مرحوم شيخ حسن شيرازى ، كه او هم به تدريس مطوّل اشتغال داشت ، در همان مدرسه فيض صحبت وى مرا دست داد و همواره از فيض بيان شيوا و سخن زيباى وى برخوردار بودم . دهقان جز شعر خواندن و گفتن كارى نداشت ، مردى بود مجرّد و از اهلوعيال دور ، سرمايهء زندگانى وى فراهم و داراى ملك و مال و منال ، در قريهء سامان چهار محال ، و معشوق وى جز شعر و سخن چيزى نبود . هيچچيز در نظرش جلوه نداشت ، بدان سبب ترك تأهّل گفته بود . قيافه و شمايل دهقان چندان شبيه به مردم دانشمند سخن سنج نبود ، از اين سبب ، مكرّر آخوند ملّا محمّد كاشى مىفرمود : « اگر تو دعوى پيغمبرى بنمايى ، من زود اقرار مىكنم ، زيرا اشعار تو را جز وحى جبرئيل نمىتوان به چيز ديگر محمول داشت و محال مىدانم كه از طبع و سرشت چون تويى چنين اشعار زيبايى تراوش كند . » طبع دهقان بسيار سرشار بود و در ساختن شعر بىنهايت توانا ، به حدّى كه كتاب « هزاردستان » كه شست هزار بيت است و « الف ليل » را به نظم آورده است ، در سه سال انجام داده و خود در اوّل كتاب بدين مسأله تصريح فرموده است . معروف است كه يكنيمهء اين كتاب ، كه سى هزار بيت مىباشد ، به تحريك شعراى سامان در باغ وى به سرقت رفت و به دو چنان وانمود كردند كه گاو آن را خورده است ، وى جواب داده بود كه گاو خورده يا خر برده باشد ، اهميّت ندارد . و بار ديگر مشغول ساختن شده ، سى هزار