سيد محمد باقر برقعى

250

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

كاين عالم فيض ، جاودانىست * كاينجاست كمال و رمز هستى * عاشق شو و عشق ورز و خوش باش * روزان و شبانِ زندگانى زود است شود تباه و خاموش * خورشيد فسردهء جوانى ! در آغوش يار دوستان ! مژده دهم ، مهوش من باز آمد * در برم همچو مَهِ خوشگل طنّاز آمد آنكه يك‌عمر دلم در هوسش پر مىزد * عاقبت آمد و خوش آمد و با ناز آمد اى خوش آن لحظه كه با وى به سرِ جوى شدم * نرم‌نرمك ز دلم نغمهء آواز آمد ز بس او عشوه به اندام قشنگش مىداد * دل « دل‌پاك » ز صد شوق به پرواز آمد ميخك سپيد اى ميخك سپيد ! چه مىگويد * گلبرگ‌هاى نازك زيبايت ؟ كاين آرزوى مرده روان گيرد * ز آهنگ ساحرانهء شيوايت * سرمايهء نشاط به من بخشد * آرامشى كه هست در اندامت در خلق آرزوى طرب كوشد * خاموشى و سكوت دلارامت * گلبرگ پرفروغ درخشانت * صد آرزوى خفته كند بيدار وز داروى سكوت تو مىگردد * ديوانهء حريص هوس هشيار * آهسته آن نگار فسونگر را * خواندم به پيش و نرم به دو گفتم : « سرمايهء نشاط شد از دستم * بس كز اميد وصل گهر سُفتم »