سيد محمد باقر برقعى
247
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
آزاديخواه بود و خصايص والاى اخلاقى او را كمتر در كسى مىتوان ديد و با اينكه سى و سه بهار از عمرش نگذشته بود در راه آرمان ملّى خود با سربلندى و افتخار زيست و با روحيهاى عالى شهادت را پذيرا شد روانش شاد باد . هوشنگ ابتهاج ، شاعر نامور معاصر ، دربارهء كيوان مىگويد : اى آتش افسردهء افروختنى * اى گنج هدرگشتهء اندوختنى اى ياد تو چون داغ تو دل سوختنى * اى زندگى و مرگ تو آموختنى شادروان سياوش كسرايى ( كولى ) ، شاعر نامدار معاصر ، نيز دربارهء كيوان چنين سرود : اى عطر ريخته * اى عطر ريخته دل عطردان خالى پرانتظار توست * غم ياد توست اينك نمونههايى از اشعار او : سوز دل ما شكوه نداريم ز تقدير بلاخيز * گر تير فلك سخت به ما كارگر آيد ما را چه گنه بود كه گشتيم پريشان * از ظلم و تعدّى كه همه بىثمر آيد هر سو كه كنم روى ، بود آفت جانى * اى كاش كه گرگ اجلم زودتر آيد هرچند كه كردند به ما ظلم فراوان * ليكن برسد كيفر و اين غصّه سرآيد « دلپاك » مخور غم تو ز ايّام جوانى * گر چهرهء اقبالت از اين زشتتر آيد در راه دوست در آن موقع كه باشد سبز و خرم * فضاى درّه و دشت و بيابان تفرّج در هواى دلكش صبح * به ويژه يكدو ساعت بعد باران