سيد محمد باقر برقعى
233
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
جذّابى نيست و فقط باعث دودستگى مىشود . چه اشكالى دارد كه يك زن شعرش محكم و خشن باشد ؟ گاهى وقتها ايفاى رسالت شعر خشونت مىطلبد و گاهى وقتها ظرافت و لطافت را . » دريا ، دربارهء قافيه عقيده دارد كه : « شعر به عنوان يك مقولهء شنيدارى است ، نه يك مقوله نوشتارى ؛ و براى همين در اكثر سرودههايم كلماتى نظير : عبث و قفس ، مريض و ستيز ، بربط و اجابت ، مباح و تباه ، را همقافيه آوردهام ، چون از نظر شنيدارى فرقى بين تلفظ « ث » و « س » و يا « ض » و « ز » وجود ندارد . » خانم درتوميان عضو انجمن ادبى عارف بجنوردى است و با انجمنهاى ادبى چند شهر ديگر نيز همكارى دارد و در حال حاضر در ادارهء ارشاد اسلامى بجنورد انجاموظيفه مىكند . غربت مولا بازهم مورد تكفير قرارم بدهيد * باز بر تيغهء شمشير قرارم بدهيد بازهم هرچه كه خواهيد مرا خوار كنيد * دلتان خواست اگر بازهم آزار كنيد من همانم كه دلم غربت مولاست در او * داغ نامردى كوفهست كه برپاست در او تيغ در دست ، به امّيد تقاص آمدهام * كوفيان ! جان علىّ ، بهر قصاص آمدهام تا كه « كين » است علىّ خانهنشين خواهد بود * چهارده قرن دگر نيز همين خواهد بود تا كه قرآن سر نيزهست ، علىّ غمگين است * صلح با آل معاويه ؟ خدا ، ننگين است . . . آى زنهار ! كه من زنگى و مست آمدهام * سركشى كردهام و تيغ به دست آمدهام شعر من تيغ برهنهست ، غلافش نكنم * حامل يك غم كهنهست ، غلافش نكنم من به خونخواهى اولاد علىّ آمدهام * چهارده قرن گذشتهست ، ولى آمدهام كوفيان ! هرچه كه ذلّت ، همه از آن شما * لعن و نفرين علىّ گونه ، به پيمان شما كوفيان ! اگرچه بهجز « تيغ » جهازم ندهيد * و به من مهلت يك قبله نمازم ندهيد يا اگر باز به من تهمت عصيان بزنيد * كوفه در كوفه همه خار مغيلان بتنيد