سيد محمد باقر برقعى
166
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
اى عاشق ، اى صبور * مگر شانههاى تو از پولادست كه اين همه سرب مذاب را بر دوش مىكشى * چگونه قلب بىقرارت را با گل ميخ آتشين شكيبايى * به ديوار سينهات آرام كردهاى اى زن تو زينبى ؟ * نه ، وارث آلام زينبى وقتى كه از كيان به خون خفتهات حرف مىزنى * من فتح را در نگاهت مىبينم و خوب مىدانم * كه هيچ شاهدى به مظلومى تو شهيد نگشته است اى عاشق اى صبور * از كاخ بزرگ آرزوهايت حتى ديوار خرابهاى بر پا نمانده است كه جغدى بر آن بنشيند * اما تو ايستادهاى و باران اشك تو هشت لاله را سيراب مىكند * و براى همدردى با توست كه خدا آيههاى بلند باران را با اشكهاى * گرم تو پيوند مىزند