سيد محمد باقر برقعى

26

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

اين باده كه رنج روزگاران * تبديل كند به شادمانى اين باده كه راز آفرينش * گويد به زبان بىزبانى اين باده نه ، كيمياى هستى * اين مى نه ، كه داروى جوانى افسونِ تو در شراب الفاظ * اين كرد و چه مىكند معانى اى جام جهان‌نماى هستى * آيينهء غيب ، بىگمانى عمرى است كزين شراب مستيم * بىرنج خمار و سرگرانى زين باده چگونه وصف گويم * اى شاعر پاك آسمانى در بزرگداشت خانم امين بانوى دانشمند و مفسّر قرآن آمد بهار و فصل گل افشانى * ساقى بيار بادهء روحانى زان آب آتشين كه فرو شويد * از جان و دل كدورت ظلمانى زان آب آتشين كه از آن برقى * در طور ديد ، موسى عمرانى زان باده‌اى كه اهل صفا نوشند * ظاهر به ماه روزه نه پنهانى آن كيمياى اهل سعادت را * از جام روى دوست كن ارزانى در فصل گل ستايش و تجليل است * از آن بزرگ بانوى ايرانى آن بانوى يگانهء دين‌پرور * استاد علم و دانش قرآنى گويى ز بامداد الست آمد * توفيق او به خدمت انسانى عمرى حديث زلف پريشان گفت * تا خلق وارهد ز پريشانى بانوى اصفهانى صاحبدل * مىداد درس حكمت ايمانى بر عاشقان دانش و دين مىگفت * تفسيرى از صحيفهء سبحانى كز آفتاب دانش و دانايى * نورى گرفت جوهر ظلمانى پروانگان شمع شب‌افروزش * صدها رجال و عالم ربّانى او در ميان مجمع مشتاقان * همچون نگين دست سليمانى