سيد محمد باقر برقعى
3620
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
پيكر ذوق و ادب گردد لجنآلود اگر * چون تو نام نامه ميعاد لجن خواهيم گفت گر حماسه گفت مىبايد نه از هيزمشكن * از نبرد سرفراز تهمتن خواهيم گفت شعر ما را غمفزا گفتى و حزنآور كه ما * نالهء بلبل به پيش نسترن خواهيم گفت يا به ياد قصّهء شيرين و پرشور و نشاط * داستان دلفريب كوهكن خواهيم گفت راست گفتى زين سپس تا شادى افزايد سخن * چون تو از مردار و تابوت و كفن خواهيم گفت لرزه بر اركان دانش پاس بنيان ادب * گر تو خواهى در خفا ما در علن خواهيم گفت در چه كارى هيچ دانى ما بدين كردار زشت * تيشه بر بنياد ملّيت زدن خواهيم گفت چون زبان گردد تباه آثار قوميت تباه * گردد و ما با يقين نز روى ظن خواهيم گفت ما شكست آوردهايم امّا نه در آيين نظم * گهگهى گر وصف زلف پرشكن خواهيم گفت گر تو زين بومى و شعرت خاص اين شهر و ديار * ما به جان بدرود اين ملك و وطن خواهيم گفت تو بگو چندانكه جانب آيد از جسمت برون * نيز ما داريم تا جان در بدن خواهيم گفت تا كدامين يك شود مقبول طبع اهل ذوق * تو بگوى از پشك و ما مشك ختن خواهيم گفت نكتهپردازان گر آرايند روزى انجمن * ما سخن زينگونه در آن انجمن خواهيم گفت