سيد محمد باقر برقعى

3598

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

مىگويد : « زندگينامه‌ام همان اشعار و آثار درياگونه‌اى است كه از احصار خارج شده است و نشانهء آن است كه روزى نبوده است كه طبعم دچار نازايى شود و اثرى پديد نياورد و آن آثار آن‌قدر دامنهء وسيع يافته كه به‌هيچ‌وجه موفق به جمع‌آورى و پاكنويس آنها نشده و نخواهم شد ، دريغ ، دريغ كه من ماندم و كوهى از كاغذ پاره‌ها كه مرا در خود غرق كرده است . » ناعم در ميان شعراى متقدم ايران به حكيم ناصرخسرو قباديانى ارادت و اخلاص كامل دارد و خود درباره اين مىگويد : « ناصرخسرو شاعرى آزاده ، بردبار ، سرفراز ، مقاوم ، كاردان و با هدف كه به سبب يك‌دندگى خود هنوز در جامعهء ادبى ايران علم نگرديده است ، تنها بدين علت كه نمىخواست در نظر همگنان در سطح پايين تلقى شود و ارزش اشعار درى خويش را در پاى خوكان بريزد . » ناعم درعين‌حال كه با خلوت خويش مأنوس است ، مردى خونگرم و اجتماعى و فروتن مىباشد او بيشتر در خانهء خود با آثار و هنرهاى زيبايى كه ترتيب داده سرگرم و مأنوس است . قسمتى از يك چكامه الا اى خوابها « 1 » مرا در عالم رؤيا بسى سير است و بس نجوا * يكى تلخ و يكى شيرين يكى زشت و يكى زيبا فزون‌تر از شمار موى سر ، زان صحنه‌ها بينم * يكى غوغا ، يكى بلوا ، يكى هيها ، يكى هيجا چو در رؤيا شوم ، گويى كه در دريا شدم ، بارى * نمىبينم در آن دريا ، مگر امواج جانفرسا

--> ( 1 ) - ناعم دربارهء رؤيا و خوابهاى خود چنين گويد : « تا اين زمان هرچه زيستم ، اگر عالم خواب و رؤياى مداومم را به آن بيفزايم زمانى به درازاى قرون و اعصار خواهد شد . . . در خواب چنانم كه در هر ثانيه قرنى را از سر مىگذرانم و رؤيايم شامل چنان كلياتى مىگردد كه گاه از فشارش به ستوه مىآيم . در هيچ زمان نديدم كه حتى يك دقيقه استراحت و آرامشم با يك جهان رؤيا و اخبار و اسرار توأم نباشد ، ازاين‌رو قطعاتى در زمينهء خواب سروده‌ام كه منظومه فوق يكى از آنهاست . » اين منظومه متجاوز از يك‌صد و پانزده بيت است كه قسمتى از آن نقل مىگردد .