سيد محمد باقر برقعى
4123
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
هم آتش زاد و هم آتشپرستم 1496 * همت ار يارى كند ، كام از جهان خواهم گرفت 2598 همانا چون به زندان مىبرندش 537 * همپاى نسيم اى گل ! شور تو به سر دارم 2205 همچو بوى گل ، كه طرف بوستان پيچيده است 2235 * همچو تو دارم بتى كه شاه ندارد 3567 همچو فرياد بود كوهكنى پيشهء ما 223 * همچو مجنون همه جا شرح پريشانى ماست 1814 همچو نى اى عشق جانم سوختى 896 * همخوابهء من دوش برايم پسرى زاد 2044 همدمى تا دل ما را دهد آرام كجاست 2703 * همدمى جز ياد او خلوتسراى دل نداشت 2799 همراه باد ولولهانگيز ، نيمهشب 3967 * همرهان رفتند و با ما كس دگر دمساز نيست 1599 همزاد ( شعر نو ) 3550 * همسايه ( شعر نو ) 2328 همسايه ز همسايه بسى پند بگيرد 1175 * همصحبت اهل درد مىبايد بود 771 همنشين گر با رقيب شوخ سنگيندل نبود 3071 * همواره ، عشق بىخبر از راه مىرسد 3391 همه از يك پدر ، يك مادرستيم 904 * همه خوبان فلك انجمنى ساختهاند 3816 همه دارن غم و يك بىغمى نى 904 * همه روز روزه بودن ، همهشب نماز كردن 535 همهشب ديدهام بر صبح ناپيداى من گريد 1166 * همهشب ز روى حسرت ، به رخت ز دور ديدن 2621 همه گويند دل از دست فراقت خون است 2130 * همىگفتم كه آيد روز بهمن 2368 همىگويم و گفتهام بارها 2517 * هميشهبهار ( شعر نو ) 2455 هميشه ديدهام از ديدهء تو روشن باد 3024 * هميشه شاد باش ، از غم چه حاصل ؟ 1762 هنر دل ترانه ساختن است 768 * هنگام سحر در خواب ، ديدم رخ جانانه 3906 هنگام شب و فروغ مهتاب 173 * هنگام غروب است و هويداست دماوند 3719 هنگام فرودين كه رساند ز ما درود 588 * هنگام كودكى ، كه مرا لوح پاكدل 3752 هنگام وداع ، ديدهات گريان بود 3628 * هنگامهء بدرود با زهراست امشب 2980 هنوز اميد درازى كه داشتم ، دارم 2305 * هنوز برق نگاهى كه پيكرم را سوخت 67 هنوز در دلم از عشق يادگارى هم هست 824 * هنوز هم كه هنوز است داغ او دارم 1573 هنوزم بگردد از آن هول حال 1382 * هنوزم ز خردى به خاطر در است 1383 هنوزم ساز دل آواز دارد 904 * هنوزم مهر آن مه در ضمير است 1804 هوا عبيرفشان و نسيم نافهگشاست 2256 * هوا گرچه بىمايه و كمبهاست 513 هواى دوست گر بر سر نباشد 2515 * هواى روستا ( شعر نو ) 3292 هواى شهر اكباتان نسيم دامن الوند 2393 * هيچ دانى كز چه در دل حسرت شيراز دارم ؟ 2681