سيد محمد باقر برقعى

4121

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

هر بامداد سر چو ز بستر برآيدم 2949 * هر بنايى كه بر آن دست جهالت بانيست 2840 هر بنده را كه داور يكتا كما داد 1913 * هرجا كه بشنوم سخن از قانون 2839 هرجا نگرم جمال او مىبينم 2988 * هر خانه كه زن در آن بود ، زندان است 2608 هر در كه بر فساد شود باز ، بسته به 2657 * هر دلى جويد به عالم ، دلنواز خويش را 413 هردم از دم‌سردى دوران تلخ روزگار 2955 * هردم از عمر كه بىشاهد و ساغر گذرد 3976 هردم رسد ز عالم بالا سفيرها 2773 * هر دو زيبا و هر دو عشق‌انگيز 3243 هر دو گرفتند ره خانه پيش 2097 * هر ديدنى ضرور نه از بهر ديدن است 806 هر روز به دنبال تو چون سايه دويدم 577 * هر روز به يك منظر خونين به درآيى 1245 هر روز ، زين خراب غم‌آباد مىروند 3072 * هر ريشه از دل خاك ، دست دعا برآرد 244 هر سر كه در او عشق نباشد ، سر نيست 2294 * هر سرو روان به جويباريست 1027 هر شب از سوداى تو ، سوزد دل‌وجانم چو شمع 2236 * هر شب به ياد زندگى و عمر نابكام 3773 هر شب ز دورىات به غم و آه و زارىام 3932 * هر شب صداى يك زن مجهول ناشناس 2571 هر شب كه لب به شور و نوا واكند سه‌تار 751 * هر شكارى شود از چنگل شهباز گرفت 3762 هر صاحب نامى دمى آرام ندارد 2274 * هر صبح كه سوى گاو پويد 139 هر طرز نوى كه در جهان روى نمود 311 هر عاشقى كه از نظر يار اوفتد 3367 * هر علم به كشف جزءها پابند است 2614 هركس به جهان دل ضعيفان را خست 2293 * هركس به دلارامى ، دارد سر و سودايى 3268 هركس كه به جان دسترسى داشته باشد 2696 * هركس كه جدا همچو من از هم‌نفس افتاد 2129 هركس كه در اين ملك ندانست تملق 1907 * هركس كه سخيست دست و دلبازتر است 1108 هركس كه نامهء تو براى من آورد 2601 * هركسى بيمار چشم خويش و من بيمار خويش 961 هركه اندر بر نگارى چون تو سيم‌اندام دارد 501 * هركه بود آگه از بهاى محبت 941 هركه ره در دل صاحب‌نظرى پيدا كرد 1284 * هركه شد آيينهء صبح ، غبارش مرساد 408 هر لاله بعد مرگ دمد از مزار ما 1118 * هر لاله كه رويد از گل من 1947 هر نفس مىكشدم جذبهء ديدار به سويت 3276 * هر نكته كه در وصف جمال تو شنيدم 398 هر نكته‌اى كه مردم دانا نوشته‌اند 3167 * هروقت ز آشيانهء خود ياد مىكنم 2460 هراسان بر سر برزن همىرفت 2300 * هرچند بس عزيزى در نوبهار ، باران 3676 هرچند در اين جهان دلى خرم نيست 390 * هرچند در نگاه تو حاشا نشسته است 1066 هرچند دل از فرقت تو در تب‌وتاب است 2437 * هرچند زار و خسته‌دل از بار محنتم 810 هرچند زمان نكته‌دانى پيريست 723 * هرچند « صفا » غرق گناه است خدا ! 2294