سيد محمد باقر برقعى
4108
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
3886 لب درياى كران ناپيدا 1628 * لحظهها در خويش ( شعر نو ) 1678 لذت آن بوسههاى گرم تو 1182 * لرزان و خموش و عشقانگيز 3333 لعل خون مىخورد ز بدبختى 1129 * لعل لب آن كس كه ثناخوان حسين است 1070 لعنت ( شعر نو ) 3735 * لغزنده چون اسير 2630 لغزنده ز رخ اشك چه بىتاب گذشتهست 1191 * لوح محفوظ رازدار من است 1106 ليلاكوه ( شعر نو ) 727 م ما از حريم كوى وفا پا نمىكشيم 932 * ما از دل و دين در ره دلدار گذشتيم 2545 ما بدين در ز پى خوردن سور آمدهايم 1594 * ما برگ تكدرخت اميديم و اى دريغ 2445 ما بندهء صفا و ، محبت مرام ماست 1091 * ما بوى جان ز طرهء جانان شنيدهايم 2042 ما به جمع نكتهسنجان گر سخن خواهيم گفت 3619 * ما به دام عشق تو بىدست و پا افتادهايم 2523 ما بيش و كم به جادهء پيرى فتادهايم 989 * ما پيش سراب آب را مىبينيم 1108 ما جدا افتادگان را هيچكس غمخوار نيست 858 * ما چه منت ز باغبان داريم 1107 ما حريف غم و پيمانهكشى پيشهء ما 2286 * ما خاكنشينان سر كوى حبيبيم 3771 ما خمارآلودگان ، محتاج يك پيمانهايم 2480 ما خيل گدايان كه زر و سيم نداريم 2634 * ما داغديدگان كه ز دنيا بريدهايم 3372 ما در طلب يار به هر سوى دويديم 3913 * ما دست رد به سينهء عالم گذاشتيم 167 ما دستخوش ستمگرانيم هنوز 382 * ما دل به دام طرهء دلدار دادهايم 1212 ما دل به قهر ، از تو نه تنها بريدهايم 3335 * ما را به جهان جز در فيض تو درى نيست 2216 ما را به ديده ، شوق تمنا نمانده است 1573 * ما را به سر كوى تو بود ، ار گذرى بود 3847 ما را به كوى بادهفروشان مقام نيست 1208 * ما را بههيچروى ، غمى از زمانه نيست 1652 ما را جدايى افكند ، در راه بينوايى 331 * ما را خوش است سير سكوتى كه پيش روست 200 ما را دل از كشاكش دنيا شكسته است 1582 * ما را دل از نسيم سحر وانمىشود 1301 ما را سر سوز و ساز مىبايد و نيست 2333 * ما رهبر ارباب وفاييم ، كه بوديم 2936 ما ز جان بگذشته ، سرمست از مى جانانهايم 3768 * ما زورق اميد به گرداب دادهايم 868 ما ساغر عيش از كف جانانه گرفتيم 164 * ما سالهاست طالب معشوق و بادهايم 392 ما سر بر آستان محبت نهادهايم 1524 * ما سراپا همه اشك 724 ما عاشقيم و بىخبر از كار عالميم 168 * ما غم عشق تو در سينه نهفتيم اى دوست ! 3260 ما فرقه كه شاعر و سخنآراييم 739 * ما كيستيم ؟ دين و دل از دست دادهاى 799