سيد محمد باقر برقعى

4092

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

سوختم چون شمع ، شبها در سراى خويشتن 1820 * سوختم چون لاله عمرى ، در فراق لاله‌رويى 3259 سوختم ! در آتش حسرت سراپا سوختم 3449 * سوختم عمرى ز عشق دلبر جانانه‌اى 325 سوختن از شمع و فرياد از هزار آموختم 928 * سوداى تو آن نيست كه از ياد برافتد 2148 سوداى عشق ، عاقل و ديوانه سوخته 3596 * « سوز دل » چون‌كه اسم يار من است 1331 سوزم ز دست جور تو اى آسمان همى 1096 * سوزنده‌تر از شرار آهم كردى 2026 سوزى مه بود در اين جهان ما را 3002 * سوسكه مىگه جيرجير 3987 سوسن كه كلام بكر او چون قند است 1814 * سوى آن يار دلارام رهى بايد كرد 95 سه‌پلشك آيد و زن زايد و مهمان برسد 1595 * سه‌گونه بود رواج عقيده در عالم 306 سهيلى ، يا مهى ، يا شب‌چراغ معبر حورى ؟ 1873 * سى سال مرا گذشت از عهد شباب 3022 سياه‌روز توام اى غزل چشم‌سياه 257 * سياه مست خراب شرابخانهء من 52 سيستان زادگه پاك من است 1544 * سيل سرشك ما دلت از جا نمىبرد 644 سيلى از اشك ، ز عشق تو به دامان دارم 1885 * سيماب چو از ديده برون مىكردى 3628 سينه شد تا محرم اسرار دل 1816 * سينه‌اى دارم كباب سوختن 2813 سيه‌روزم ، غروب آفتابم مىتوان گفتن 3885 ش شاخ اميد ميوهء افسوس مىدهد 749 * شاخ گلم ، گل به شاخسار ندارد 1864 شاخهء بشكسته‌ام ، كز برگ و بار افتاده‌ام 3852 * شاد از آنم كه در اين دم نفسى باز بماند 2659 شاد است به عشق و مهر جان من و تو 3355 * شادى ندارد ، آنكه ندارد به دل غمى 1808 شاديم ز ياران به وفايى و دگر هيچ 3688 * شاعر امروز ( شعر نو ) 478 شاعر به وثاق عشق تنهاست هنوز 973 * شام تارم را نمىسازد اگر روشن ، چراغ 2468 شام لرزيد و از پا درافتاد 2669 * شانس است ، تصادف است ، يا وضع خراب 1037 شاه خوبان بود آن يار و به هر سو برود 2009 * شاها ! ايران ز دست ايرانى رفت 1988 شاهين كوهسار ! ز جا خيز ، خاك ره 1797 * شايد از كاروبار ما ، بدجنس 3787 شايد تو را نقاش چيره‌دست بايد گفت 1638 * شايد كه به نامه راه بربندم 419 شب آخر ، دوان‌دوان رفتم 263 * شب آمد ، چه شب ديو بدگوهرى ! 90 شب آمد ، دامن گردون سيه گشت 421 * شب آمد ، شب شبيخون زد به خانه 1496 شب آمد و دل تنگم هواى خانه گرفت 1714 * شب اخترشكنان روز سحرخيزان است 3711 شب است و دست به دامان آه خويشتنم 3872 * شب است و شوخ شهرآشوب شنگول 3909 شب است و ظلمت و كس نيست محرم رازم 2779 * شب است و فرصت اهريمن سيه‌كار است 3082