سيد محمد باقر برقعى
4086
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
روزگاريست كه از هجر تو بيمار شديم 2785 * روزگاريست كه دل رفت و نيامدش خبرش 1649 روزم به انتظار و شب اندر تعب گذشت 1405 * روزم به فراق و شب به هجران گذرد 2427 روزم سيه از طرهء مشكين كردى 2026 * روزهدارم من و افطارم از آن لعل لب است 2249 روزها دستهدسته مىريزد 2912 * روزى اى دوست ز كوى تو گذر خواهم كرد 785 روزى ز جور خصم ستمگر ظلامهاى 377 * روزى قضا كشيد مرا در كليسا 1332 روزى كه با دست تو پرپر شد گل سرخ 3823 * روزى كه برفت آن بت عهدشكن 311 روزى كه به تو چشم طلب دوخته بودم 2004 * روزى كه به من دو چشم تر مىدادى 3090 روزى كه پا به عرصهء عالم گذاشتم 2993 * روزى كه در فراق رخ يار بگذرد 657 روزى كه دل من به تماشاى تو برخاست 2230 * روزى كه كلك تقدير در پنجهء قضا بود 2541 روزى كه مرا اى دوست ، از دست رها كردى 785 * روزى گذشت پادشهى از گذرگهى 779 روزى وقت پسين براى رفع ملال 545 * روزى هرروزهء ما مىرسد از خوان غيب 1107 رونق گل بشكند صفاى معلم 187 * روى بنماى كه در پاى تو ريزم جان را 1667 روى بنمايى و دل از من شوريده ربايى 2042 * روى پيشانى ما خط غمى خوانا نيست 119 روى تو مرا شمع شب تار نشد 3215 * روى خود ديد در آيينه ، زن زيبايى 1686 روى دريا بين كه موجانگيز گشت و بىقرار 3834 رويش ( شعر نو ) 461 * ره اشك مىزدم شب ، كه نگه به آب غلطان 2550 ره به مردم گر كهن انديشه بست 2904 * ره خلاف نپويم ، ره دوستى سوگند ! 3871 ره عشق است و آن راهى كه پيدا نيست پايانش 3433 * رهاورد فردا ( شعر نو ) 3493 رهاى ناى نيستان ! خدا كند كه بيايى 1677 * رهرو عشقيم و عاشق را به كس كارى نباشد 1775 رهروى داشت پنج گردهء نان 1930 * رهسپر موج از شكستن مىشود 2476 رهم گم كردهام ، راه از تو جويم 2466 * رياى يار ، به اغيار آشنايم كرد 2996 ريخت اشكى سحر از ديدهء خونبارم و رفت 51 * ريخت بر دامانم ازبس اشك گلگون از دو چشم 1703 ريخت ساقى مى و نشناخته ريخت 3059 * ريخت يكى تودهء برفى سفيد 267 ز ز آب و آتش و باد و ترابم مىتوان گفتن 1007 * ز آتش عشق نه تنها دل من مىسوزد 1182 ز انتظارت دوخته بر ره ، دو چشم زار دارم 3927 * ز اندرزهاى خداوند پند 2929 ز اندوهى كه در دل دارم امشب 1350 * ز باد حوادث گلى از پيمبر 1374 ز باغ پيرهنت چون دريچهها وا شد 3392 * ز باغسار ظهور جوانه مىآيى 3942