سيد محمد باقر برقعى

3590

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

دربارهء زبان آذربايجان و وحدت ملى ، ترجمهء نمايشنامهء آنژليكا . مهندس ناطق سرانجام در سال 1363 به عارضه سكته درگذشت . چون دسترسى به اشعار بيشتر او برايم امكان‌پذير نبود ، به همين اندازه بسنده كردم . هنگامهء سستى خواهم من از سقف جهان برتر پريدن * وين پرده‌هاى اوهام را از هم دريدن پرسيدن از آنان كه هستى آفريدند * آيا چه بُد مقصودشان زين آفريدن زين‌سان در اين خاك سترون رنج بردن * وين كاشتنها و از آن حاصل نچيدن روزى دو كردن جلوه‌ها در كاخ هستى * وين جاودان در سينهء خاك آرميدن آشفتگيهاى درون با كس نگفتن * بيهوده گفتار كسان عمرى شنيدن چون سبزه‌ها پژمردن و با باد رفتن * با خويشتن بردن ، اميد بر دميدن از بهر روزى چند هستى چون گياهى * اين مايه چو از گردش گردون كشيدن در آرزوى لاجورد آسمانها * چون مار در خاك سيه دايم خزيدن در انتظار دلبر موهوم عمرى * دل گشتن و در سينهء گيتى تپيدن خواهم به من گويند كى پايان پذيرد * اين‌گونه شب تار و ز بىمقصد دويدن اين جنبش جاويد ذرات جهان را * مبدأ كجا بود و كجا بايد رسيدن