سيد محمد باقر برقعى
4059
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
2746 پيش چشم موسى جان ، جلوهء طوريم ما 1105 * پيش خود گفتم مگر شد بارور شاخ اميدم 450 پيش خود هر پرنده خرسند است 3935 * پيش دونان ، قامت خود را مكن خم اينهمه 1351 پيش رويت ماه اگر لاف دلارايى زند 846 * پيشش بالاى بلندت ، به چمن از سر شرم 3270 پيشهام عاشقى و دربهدرى كار من است 325 * پيمان خود شكستى و مىدانم 484 پيوند ( شعر نو ) 2631 پيوند مهر بهر چه از من بريدهاى 2416 ت تا آشناى ذوق استغنا شدم 3189 * تا آفتابم از نظر دل كناره كرد 1117 تا آمده آن يار ، سراسيمه چرا رفت ؟ 579 * تا آن زمان كه مرحلهء عمر طى كنم 3149 تا از آن رهگذر ، نگاهى هست 3160 * تا از ره وفا نشوم خاك راه تو 500 تا از لب تو قصهء مهر و وفا رود 62 * تا اوفتاده با سر زلف تو كار دل 797 تا باد صبا پرده ز رخسار وى انداخت 1566 * تا بدين روز نياموخته بودم 262 تا بر اورنگ شهان پا زنم از كبر و غرور 3019 * تا بر دلم از آتش عشقت شرر افتاد 3028 تا بر طريق مهر وطن پا گذاشتيم 1571 * تا برفتى از برم ، اى مه سيمين به سفر 3022 تا برق نگاهت به دلم شعله برافروخت 324 * تا بستهام به گوش تو آن گوشواره را 971 تا بود داغ غمت ، نقش به پيشانى ما 3487 تا به آهنگ سپيده نغمهپردازم هنوز 3404 * تا به سوداى تو سرگشته چو پرگار شديم 3223 تا به سوداى تو من از دلوجان مىسوزم 2333 * تا به كى مايل به شر ، فكر قتالى اى بشر ! 2430 تا به گلزار و چمن آن بت فرخار برفت 1336 * تا به يك جرعه سيهمست مى جام الستم 561 تا بياسايد روان از هاىهوى زندگى 60 * تا بياموزد به مردم راه و رسم سرورى 2956 تا بيايى ، منم اى دوست تو را چشمبهراه 1021 * تا پاكى دل آينهدار من و توست 973 تا پرتو خورشيد سحر همسفر ماست 2310 * تا پرتو روى تو به هر بوم و برافتاد 1028 تا پرده زان جمال دلارا گرفتهايم 3276 * تا پنجهء خورشيد به شاخ بره زد پشت 3344 تا تمام مرزها ملغى در اين عالم نگردد 2606 * تا تو با منى ، زمانه با من است 1715 تا تو رفتى ز برم ، اشك بشد دمسازم 1820 * تا جان به هواى آن لب ميگون رفت 1347 تا جدا زان چهرهء چون آفتاب افتادهام 3941 * تا جلوهء جمال تو ديدم در آينه 3401 تا جلوهگر جمال دلاراى او بود 2831 * تا جمالت پرتوى افكنده در محراب عشق 2332 تا چراغ مه بر اين پيروزه ايوان روشن است 616 * تا چشم دل سپاه تو غارتگر دل است 3660 تا چشمهء محبت بىمنتها تويى 2234 * تا چكيد از چشم دردم ، اشكهاى بىكسى 80 تا چند از اين خاك بميريد و بزاييد 1075 * تا چند از طبيعت ، زهر جفا چشيدن 2008 تا چند اى دو چشم جهانبين 995 * تا چند بد از گردش گردون گذرد 1229