سيد محمد باقر برقعى
4048
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
باش چون پرده رازدار كسان 309 * باشد اى دوست تو را گر سر سوداى بهشت 1702 باصفا چون شبنم صبح بهارانيم ما 3725 * باغ را آفتى چو پيچك نيست 1812 باغ و بستان بىتو كى دارد صفا ، اى سرو نازم ؟ 2002 * بال ما شد و بال ما ، اى دوست 1500 بامدادان به تماشاى چمن سرخوش و مست 3563 * بامدادان خروس داد آواز 732 بامدادان كه شب از روى زمين 1168 بانوى آب ( شعر نو ) 2231 باور از بخت نبودم كه تو با من باشى 613 * باور نداشتم كه چنين واگذارىام 1879 باور نمىكنم ( شعر نو ) 1867 باورم اين بود باهم سبز را معنا كنيم 2551 * بايد براى بودن ، كارى نمود كارى 2943 بايد به جهان رفيق فهميده گرفت 1220 بايد چگونه مرد تا جاودانه زيست ؟ ( شعر نو ) 3705 بايد كه محبت ز دو جانب باشد 2728 * بتا ! تو مگر مهرانور نبودى ؟ 3174 بتاز اسب ستم را به روى سينهء من ! 569 * بتى كه خاطر ياران خسته مىشكند 3755 بجز ارواح مكرم كه ز ديوان ازل 3976 * بجو در خود خدا را ، اى خداجو ! 1762 بحر طويل 39 * به حمد الله پريشان كرد عشق اول ما را 1116 بختم مدد نكرد چو با كاروان روم 896 بخوان در چشم من ، نقش تمنايى كه من دارم 106 * بخوان غمنامهء خود را ، صدايت را رساتر كن 2385 بخواندم كه ملكى به غم نانشيند 1200 * بد مكن كز براى مردم بد 655 بداديم از دست و طى شد به غفلت 2489 * بدان ! چشم فسونكارى كه دارى 418 بدانسان اشك از چشم من دلخسته مىريز 3746 * بدانسان كه برگ گلى از نسيم 1877 بدان عزيز گرانقدر مهربان كه تواند 77 * بدرود يار ! وعدهء ديدار ، بعد مرگ 30 بدعت ( شعر نو ) 3091 بديدم دخترى در باغ وحشى با چه آرامش 536 * بديدم عاشقى را دستبسته 3614 بذكرك الهج ما ان حييت 2930 * بر آن جنگل ، بر آن ماهون ، بر آنسو 2717 بر آن زيبا درختم حسرت آيد 2373 * بر آن سرم كه شكايت ز روزگار كنم 1492 بر آنم كه دست از جهان بازدارم 2699 * بر اين كبود غريبانه زيستم چون ابر 3305 بر باد مده جانا ! آن طرهء مشكين را 3558 * بر بام فلق سپيده قرآن مىخواند 3226 بر تربت تو دامن از خون نگاه دارم 3703 * بر تن هوس لباس دولت كردم 439 بر تورى سپيد عروس خيال دوست 2477 * بر چهر فلك نظارهاى نيست مرا 2026 بر چهرهء آن بت دلاويز نگر 2728 * بر چهرهء شكستهء من نقش غم ببين 1488 بر چهرهء عمر ، رنگ مهتاب نشست 2647