سيد محمد باقر برقعى

4036

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

از دور فلك اميد بهبودى كو ؟ 2267 * از دورى رخسارت ، بىتاب و توانم من 3359 از دوست به هر ذره كه ديدم ، اثرى بود 415 * از ديده جاى اشك بسى خون گريستم 2994 از رخ برافكن اى مه زيبا نقاب را ! 3302 * از رخ گشود ماه من امشب نقاب را 1351 از رقص طرب‌خيز و هوس‌ريز تو پيداست 53 * از روح فتوت و مروت مگذر 2009 از ره آن يار نازنين آمد 1652 * از زلف تو در حلقهء ما دوش سخن بود 2661 از ساغر عمر چشم بسته 2304 * از سپهر آرزو كوكب نمىآيد برون 3810 از سر به در كن اى پسر ! اين نخوت و غرور 2915 * از سر خفى گرفته تا نور جلى 2788 از سر كوى تو من دامن‌كشان ، رفتم كه رفتم 3730 * از سرانگشت تو اى فتنه هنر مىريزد 3758 از سوز من و سازش دلدار مپرسيد 829 * از شاخ عمر ، مرغ جوانى پريد و رفت 3424 از شب چشم تو ، اى چشم سياه ! 3758 * از شكر بر دهن شعر من آب افتاده‌ست 196 از شوق شدم عمرى ، ميخانه به ميخانه 1701 * از شوق لب لعل تو خون در دل ماست 1681 از شهد وصال ، كاميابم كردى 3628 * از صبح دل‌انگيز صباحت رفته‌ست 3925 از صحبت مردمان دل‌آزرده مشو ! 311 * از طرهء تو جادوى طرارترى نيست 135 از طلعت زيباى تو گر پرده برافتد 3872 * از عجايب كه در جهان ديدم 1095 از عدم آمدم و ديده گشودم به وجود 3175 * از على آموختم دريادلى 3088 از عمر چون غروب زمانى نمانده است 3387 * از عمر نشد روز خوشى فرصت ما 34 از غضب زيباتر آن رخسار زيبا مىشود 2302 * از غم عشق ، حكايت به صبا نتوان كرد 328 از غم هميشه چون دل مينا دلم پر است 370 * از غير خداى چشم بپوشى ، مردى 3161 از فتوت ره به‌سويم بسته نيست 1615 * از كتاب سبز باران فصل فردا را بخوان 243 از كعبه قدم جانب بتخانه نهاديم 1690 * از كف ما ، عشق دامان شكيبايى كشيد 2541 از كفر تا يقين به پى يار رفته‌ام 3109 * از كمانخانهء ابروى بت كافر كيش 3955 از كورى چشم فلك ، امشب « قمر » اينجاست 2111 * از كوى تو من رفتم و ديوانه شدم باز 1249 از كوى خود براندى ، آخر به صد جفايم 3268 * از كوى نيك‌نامى ، بايد قدم كشيدن 2544 از كين فلك هراس در دل مىدار 2988 * از كينهء آسمان زمينگير شدم 1792 از گفته چه سود آيد ، اگر كار نباشد ؟ 2906 * از لاى شكاف شاخهء گل 1636 از لب جانان من جان مىچكد 2291 * از مسيحايى دم صبح بهار 1984 از من او را هدف تير شده دل ، چه كنم ؟ 561 * از من برود هرآنچه فانيست 2967 از من به عاريت مستان هيچ‌گه كتاب 2930 * از مهر مادر است يكى داستان نغز 1519 از نامهء روز و شب ، هجايى نشنيد 1512 * از نظرم چو مىروى ، اى بت بىنظير من 2666 از نقش ريا چهرهء تزوير فروشوى 1219