سيد محمد باقر برقعى
4032
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
آزردهام ز دلبر ، هنگامه ساز كن 1655 * آسايش دو گيتى تفسير اين دو حرف است 1539 آسايش و خواب از من دلخسته گريزد 799 * آسمان از همه سر بر سر ما ريخت بلا 1338 آسمان بايد گهر در مقدم شعبان بريزد 1521 * آسمان راهزن قافلهء باران شد 2030 آسمان گر ز گريبان ، قمر آورده برون 2251 * آسودهدلى خواهم و كنجى و كتابى 3184 آشفته چو تار موى دلدارم من 2026 * آشفتهتر از زلف نگاريم در اين شهر 3468 آشنا با آشنا ، بيگانه با بيگانهايم 1690 * آشنا دلبر من مردم بيگانه را 1155 آشنايان ! اين صداى آشناست 3341 * آشنايى كرده با ما تا جداييهاى ما 1053 آشوب ( شعر نو ) 2453 آشوب عالم است عيان از نگاه او 3075 * آفاق پر از نقش و نگار است ببينيد 3819 آفتابا ! روشنىبخش اين شب ديجور را 2820 * آفتابى كز تجلى بىقرينش يافتم 3429 آفتابيم ، آتشيم ، از سوز جان ما مپرس 2263 آفريدگار ( شعر نو ) 3549 آفرين باد ! بر آن ساغر مستانه زدن 581 * آماده شو دلا ! كه به كوى رضا رويم 650 آمد آسيمهسر ، اشكريزان 1818 * آمد آن ماه كه خوانند مه انجمنش 1525 آمد به شهر ، دختر آوارهاى زده 2418 * آمد بهار ، باده مهيا كن 1538 آمد بهار خرم و دل سوگوار ماند 3418 * آمد بهار و آورد ، بوى بنفشهزاران 3245 آمد بهار و سر نزد از دشت ما گلى 825 آمد بهار و مرغ دلم را ترانه نيست 2938 * آمد خزان پيرى و فصل شباب رفت 658 آمد ز رفتهها ياد دوبارهاى 2944 * آمد و باز غمى بر غمم افزود و برفت 3260 آمدى ، آمدى ! ولى صد حيف 2648 * آمدى ! اشك به چشمانت بود 2072 آمدى با تاب گيسو ، تا كه بىتابم كنى 1854 * آمدى جانم به قربانت ، ولى حالا چرا ؟ 2109 آمدى جانم به قربانت ، ولى دير آمدى 1723 * آمدى خوبترين ، واى چه دير آمدهاى ! 3732 آميخته نيك و بد عجب مىگردد 3925 * آن آتش افروخته اندر دل آب 3902 آن آشنا با خويشتن بيگانه مىخواند مرا 1309 * آن بهار طربانگيز ز ما ياد نكرد 2598 آن بىخبر كه راه ديار هوس گرفت 2702 * آن پرىرو كه دل اهل هنر مىشكند 2372 آن پيرزن خميدهء زار 2581 * آن پيك خوشخبر كه طرب زى من آورد 1357 آن تقاضاگر كه اندر پرده است 1658 * آن جام جم و ملكت كاووس چه شد ؟ 2294 آن چشمه كه جوشد ز دل سنگ ، تويى تو 1208 * آن درختى كه دانه كشت بود 308 آن دروگر زى درختى بر درخت 3900 * آن دشمنى كه دوست نگردد دل من است 802 آن دلبر من كه آفت دوران است 1332 * آن دلى كو كه مرا محرم اسرار بود ؟ 3724 آن دلى كه دور از تو داشتم ، ز غم خون شد 3068 * آن دم كه در پهناى شب مهتاب روييد 1938 آن دو ابروى كج دوست بپيوست به هم 1114 * آن ذرهام ، كه جلوه كند در من آفتاب 2138