سيد محمد باقر برقعى

3582

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

غرّش هر جويبارى ذكر يا قدّوس بود * برگها بر شاخساران بانگ يا ستّار داشت هر زمان كز غنچه بشكفتى دهان بر گلبنى * با دو صد شور و شعف فرياد يا غفّار داشت ريگها در جويباران مرغها اندر چمن * هريكى از بهر خود زين شيوه و رفتار داشت زاهد اندر اين ميان انگشت حسرت بر دهان * گفتگوها زير لب با خالق مختار داشت كاى شهنشاه دوعالم گرچه پنهانى ز چشم * زان كه رويت برقع لا تدرك الابصار داشت ليك نزد قلب دانا آشكارى آشكار * صحن دل را جلوه روى تو بر انوار داشت خاكيان افلاكيان اندر تكاپو روز و شب * جمله از عشق رخت سرگشته چون پرگار داشت « ناصر » از اين داستان دارد اميد لطف تو * گرچه او را بار عصيان پشت سنگين بار داشت