سيد محمد باقر برقعى

3995

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

فصل اسماعيل « 1 » خسته از زخم خسته برگشتند * قمريان پرشكسته برگشتند زائران در هواى خانه شدند * ميهمان خداى خانه شدند شهد جام حضور نوشيدند * نور خوردند و نور نوشيدند حق چو آنك مطاف آنان بود * كعبه خود در طواف آنان بود * * بر خود احرامى از خطر بستند * كربلا را به مكّه پيوستند مكّه را با بلا قرين كردند * كربلا را حرم‌نشين كردند سرخ شد در پى جواب حسين * ورقى ديگر از كتاب حسين در حريم پناه كشته شدند * به كدامين گناه كشته شدند ؟ كعبه از خونشان جلايى يافت * مروه از سعىشان صفايى يافت خونشان جوششى خروشان داشت * در دل كعبه بذر توفان كاشت * * جوششى يافت مكّه در جانش * خون حق ريخت در خيابانش چشمش از ابر سينه بارانيست * كعبه آرام نيست توفانيست گل ز چشمش خضاب برگيرد * گر ز رويش نقاب برگيرد * * كعبه از خون عشق جوشان است * تا قيامت سياه‌پوشان است كعبه از خون عشق رنگين است * حج مقبول نزد ما اين است سر به مردى سپردن عادت ماست * گوش مشرك كر از برائت ماست گردن ما به تيغ ارزانيست * كمترين رسم عشق قربانيست در دل ماست اصل اسماعيل * حج مگر چيست ؟ فصل اسماعيل گاه ميقات رسته بايد رفت * از تن خود گسسته بايد رفت بار بردن خطاست در بر ما * بار بر دوش ماست گر سر ما * *

--> ( 1 ) - براى شهداى مكه معظمه در بازگشت حجاج از بيت اللّه الحرام .