سيد محمد باقر برقعى
3964
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
سرود جوانان وطن اى جوانان وطن نوبت آزادى ماست * روز عيش و طرب و خرّمى و شادى ماست وطن از حلقهء زنجير ستم شد آزاد * رفت اندر غل و زنجير تن استبداد كند شد بارگه جور و جفا را بنياد * خاك ظلمتكدهء ظلم و ستم رفت به باد آن ستمها كه كشيديد بياريد به ياد * وز ستمگر نگذاريد در اين خاك نژاد اى جوانان وطن نوبت آزادى ماست * روز عيش و طرب و خرّمى و شادى ماست وطن و خانهء ما خطّهء ايران باشد * خاك ايران همه چون روضهء رضوان باشد تا كه در پيكر باغيرت ما جان باشد * خانهء خود نگذاريم كه ويران باشد يا كه اوضاع وطن بىسروسامان باشد * گر فقيريم خدا يار فقيران باشد اى جوانان وطن نوبت آزادى ماست * روز عيش و طرب و خرّمى و شادى ماست دامن خاك وطن دادفشان بايد كرد * وطن پير دگرباره جوان بايد كرد زندگى در كنف امنوامان بايد كرد * كار در راه وطن با سر و جان بايد كرد خون خود در ره اين خاك روان بايد كرد * آنچه بايد بنماييم همان بايد كرد اى جوانان وطن نوبت آزادى ماست * روز عيش و طرب و خرّمى و شادى ماست