سيد محمد باقر برقعى
3948
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
جام زندگى خاطرى از رنج و حرمان زمان آرام كو ؟ * در دل شوريدگان نقشى بجز اوهام كو ؟ نغمههاى جانفزا ديگر ز جايى برنخاست * از سروش بارگاه سرمدى پيغام كو ؟ نيست در اينجا نشانى از وفا و مردمى * در دل شوريدهء اهل زمان آرام كو ؟ فصل گل آمد به پايان بلبلى در باغ نيست * غلغلى در بزم اهل دل ز چنگ و جام كو ؟ زين همه عصيان و كينتوزى بسوزد شمع جان * در دل مرد خداجو جلوهء الهام كو ؟ آتشافروزان خونآشام دام زحمتاند * سالك وارسته را انديشهاى از دام كو ؟ ترك و تازى تركتازيها ز كينتوزى كنند * باور اين سرگشتگان را وحدت اسلام كو ؟ در سراى شب نمىبينم غير از تيرگى * بهرهاى غير از فريب از گردش ايّام كو ؟ زايد از اين وحدت و كثرت تسلسل اى حكيم * مبحثى شيرينتر از اين مبدأ و انجام كو ؟ بزم اهل دل نبينند اين گناهآلودگان * جز سياهى بهرهاى از قلب ظلمتفام كو ؟ كن نگاهى همچو كيخسرو به جام زندگى * جاودانى خطّى از چنگيز خونآشام كو ؟ اى بسا مجنون در اين دشت و دمنها خفتهاند * زين همه عشّاق شيدا يار شيرينكام كو ؟ باخت نقد جان خود پروانه هم در بزم شمع * آنكه بگذارد چنين در بزم دلها گام كو ؟