سيد محمد باقر برقعى
3826
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
گذرگاه شقايقها در دشتهاى سرخ شقايق در باغهاى زمزمه و نور در بهت عاشقانهء گلهاى اطلسى پاى رديف كاجهاى پير در جستجوى كودكىام پرسه مىزدم * اين دستهاى كيست ؟ اين دستهاى گرم و نوازشبخش اين خندههاى مهر اين گريههاى شوق اين كيست مستِ مست در كوچههاى كودكى ، آواز مىخواند ؟ اين كيست در كرانهء شب پرسه مىزند ؟ با قلب تكّهتكّه شده از درد ! * در كوچهاى كه ذهن مرا مىبرد تا روزهاى دور تا باغهاى زمزمه و نور آوازهاى مهربانى تكرار مىشد از سنگ سنگِ كوچه تا خشت خشتِ ديوار با اين غريب الفت ديرينه داشتند ؛ بس قصّههاى كهنه كه در سينه داشتند . *