سيد محمد باقر برقعى
3713
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
زن بىسر انعكاس شيونى ، گم شد ، * در غريو سهمناك باد . خندهاى در سرسرا پيچيد * نعش مردى بر زمين افتاد . * خانهء ما در كنار شهر ، * خانهء مرموز شومى بود ماجراهاى شگفتى داشت * وحشتانگيز و غبارآلود * انعكاس شيونى گم شد * در غريو سهمناك باد خندهاى در سرسرا پيچيد * نعش مردى بر زمين افتاد * و كسى پشت اطاق من ، * لحظهاى ، آرام برجا ماند قفل چرخى خورد و لاى در * چون دهان مردگان واماند * من ز جا برخاستم از بيم ، * چشم خود را دوختم بر درّه ناگهان روييد از درگاه ، * نعش عريان زنى بىسر ! * او ! ؟ ( نمىدانم چه كس ) پرسيد ،