سيد محمد باقر برقعى

3686

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

نوا ( 1293 ) جعفر نوا ، فرزند فيض اللّه ، در سال 1293 هجرى شمسى در اصفهان از مادر زاد . در آغاز جوانى پدرش بدرود حيات گفت و پس از مرگ پدر سرپرستى او را عمويش به عهده گرفت و چون پيشه‌اش بازرگانى بود به اكثر شهرهاى ايران و قسمتى از بلاد عرب مسافرت كرد . نوا تحصيلات ابتدايى را در كرمانشاه ( باختران ) به‌پاى برد ، آنگاه به شغل خياطى و دوزندگى پرداخت و در ضمن دورهء متوسطه را در آن شهر و اصفهان به اتمام رسانيد ازآن‌پس به تحصيل علوم قديمه پرداخت و از محضر افاضل آن سامان كسب دانش و فيض كرد . جعفر نوا از سال 1317 به استخدام فرهنگ درآمد و به تدريس در مدارس اصفهان اشتغال ورزيد . از اوان كودكى به شعر و ادب علاقه وافرى داشت و به مطالعهء دواوين شعر فارسى استادان متقدم دلبستگى پيدا كرد و قريحه و ذوق شعر در او بيدار گشت و به نظم شعر پرداخت و آثارش در روزنامه‌ها به چاپ رسيد . وى دربارهء شعر خود چنين اظهارنظر مىكند : « انگيزهء اصلى اشعارم ، نابسامانيهاى محيط اجتماعى دوران جوانى من است ، هيچ شعرى را از روى هوس و خودنمايى نسرودم ، قيافه‌هاى زرد و رنجور كودكان فقير ، وضع اسفبار زحمتكشان و كارگران ، و دستهاى پرپينهء برزگران محرومى كه نان‌آفرين بودند و گرسنه به سر مىبردند ، مرا به شعر گفتن واداشت . يك روز در صحن امامزاده‌اى برزگر پيرى را ديدم كه نان سياهرنگ و سختى را خيسانده و مىخورد ، پرسيدم اين نان از چه آردى است گفت : جو و ارزن و من بداهة گفتم : چرا بر تن اى برزگر جان ندارى * تو نان‌آفرينى چرا نان ندارى ؟ خلاصه ، زندگى من از كودكى با كار و مطالعه و شعر شروع شده است . »