سيد محمد باقر برقعى
2985
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
كوهى ( 1300 ) على اصغر كوهى كرمانى ، در پانزدهم فروردين سال 1300 هجرى شمسى در شهر كرمان قدم به عرصهء حيات گذاشت و تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در همان زادگاه خود به پايان رسانيد . خود مىگويد : « اگرچه تمايلى به خدمات دولتى نداشته ، ولى دست تقديرم به پشت يكى از ميزهاى ژاندارمرى كشاند و در مشاغل متعددى خدمت كردم و پس از بيست سال بنا به تقاضاى شخصى بازنشسته شدم و بلافاصله به رياست يكى از شيرخوارگاههاى كرمان انتخاب كه سه سال اين خدمت خداپسندانه و انسانى را هم جزو افتخارات دوران زندگى خود مىدانم . » كوهى از سال 1346 شمسى به تهران مهاجرت كرد و در اين شهر رحل اقامت افكند و فرزندانى شايسته در حد دكتر و ليسانس ، تربيت و تقديم جامعه نمود . كوهى در انواع شعر طبعآزمايى مىكند ، اما طبعش به غزلسرايى بيشتر مايل است و آثارش كمتر در مطبوعات به چشم مىخورد . نمونههاى زير از نظم اوست : دل بينواى عشق ساز شكستهء دل من ، بىصدا شده * عشق به خون نشستهء من مبتلا شده موج بلا رسيده به كشتى آرزو * سكّان رها ز حيطهء اين ناخدا شده در غربتى فتاده دل بينواى عشق * مرغى شكستهبال ز دامى رها شده موسى طبع ما به تجلّاى طور ماند * گوساله سامريست ، كه بر ما خدا شده معناى عشق پاك مگر از ميانه رفت * حرفى فتاده در دهنى جابهجا شده كم زن تو دم ز عشق كه اين ورطه پربلاست * ميل تو كجرويست ، بهسوى خطا شده