سيد محمد باقر برقعى

2980

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

در وفات حضرت فاطمه زهرا ( س ) هنگامهء بدرود با زهراست ، امشب * يا رب على تنها ، على تنهاست امشب فرياد وا ويلا ز هر سويى بلند است * در خانهء مولا على غوغاست امشب * * امشب على با آل خود تنها نشسته * خونين جگر در ماتم زهرا نشسته امشب غم بىمادرىّ كودكانش * در سينهء غم‌پرور مولا نشسته * * امشب قلوب امّت ما داغدار است * امشب دل ياران مولا بىقرار است خونين شده امشب دل آل محمّد * ختم الرّسل با عرشيان چشم انتظار است * * امشب عزيزى ميهمان دارد محمّد * داغ فراغش را به جان دارد محمّد از پيكر آزردهء زهراى اطهر * بر گونه‌ها اشك روان دارد محمّد * * هنگامهء بدرود با زهراست ، امشب * يا رب على تنها ، على تنهاست امشب فرياد وا ويلا ز هر سويى بلند است * در خانهء مولا على ، غوغاست امشب بهترين گوهر هدايت جوشش كوثر ز شوق روى اوست * بوستان را نكهت گيسوى اوست سرفرازى سرو را ، شمشاد را * مظهرى از قامت دلجوى اوست عاشقان را آنچه شيدا مىكند * طرّهء پرپيچ عنبر بوى اوست قدرت اعجاز موسى كليم * عاجز اندر حضرت جادوى اوست ميگساران را دو چشم او قدح * روزه‌داران را هلال ، ابروى اوست جلوه‌اى كرد و دل عشّاق برد * عالمى در گفتگوى روى اوست از من بيدل نشان دل مپرس * دل گرفتار كمند موى اوست تا كه اين كون و مكان برجا بود * قبله‌گاه عشقبازان كوى اوست شهد شعر « كوثر » شوريده حال * از لب شيرين شكّر خوى اوست گو سرآمد شهرت مشك ختن * دور ، دور نافهء آهوى اوست