سيد محمد باقر برقعى

3453

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

به نام " نياز موفق " كه هر دو منظوم و به چاپ رسيده است . اشعار زير نمونه‌هايى از نظم اوست : مهمان شهريار ساقى از جام نگه مست شرابم كردى * باغت آباد عجب خانه‌خرابم كردى با الفباى قد و لب كه نشانم دادى * فارغ از مدرسه و درس و كتابم كردى گوهرى پاك‌تر از دانهء باران بودم * به هوايت تهى از خود چو حبابم كردى بر سر آب حياتم چو سكندر بردى * تشنه سرگشته صحراى سرابم كردى رفت بر باد خوشيهاى من خاك‌نشين * تا كه از آتش غم ديده پرآبم كردى خير بينى ز جوانى خود و پير شوى * كه چنين پير به دوران شبابم كردى آمدم تند به كويت كه شوم شيرين‌كام * با ترش‌رويى خود تلخ جوابم كردى خواستم تا كه خودىوار ببينم رويت * رخ بپوشيدى و بيگانه حسابم كردى اى پرىرو چه خطا بود من شيدا را * غير عشق تو كه ديوانه خطابم كردى شمع رخسار تو در جمع رقيبان هيهات * سوختى جان من از حسرت و آبم كردى بسته‌لب خسته جگر خون دل از ديده روان * چه گنه سر زده اى جان كه عذابم كردى دود آه از دل پرسوز « موفّق » خيزد * آخر اى عشق بسوزى كه كبابم كردى * * شهريارا پى درويش‌نوازى اين بار * ميهمان با غزل و راه رهايم كردى چه غزلها كه ز درياى گهرپرور طبع * دامن خاطره پرلؤلؤ نابم كردى انتظار جانان من منتظر مقدم جانانه‌ام امشب * باشد كه نهد پاى به كاشانه‌ام امشب با چون تو بتى چون بتوان بود مسلمان * فرقى نكند مسجد و بتخانه‌ام امشب افروخته رخ شمعى و در جمع رقيبان * من سوخته پر همپر پروانه‌ام امشب ديوانه و سرمستم و آيم ز خرابات * ياران بنماييد ره خانه‌ام امشب ساقى چه دهى باده كه تا صبح قيامت * من مست از آن نرگس مستانه‌ام امشب بر دوش كشم بار خم باده كه شايد * خالى شود از بار غمت شانه‌ام امشب