سيد محمد باقر برقعى
3446
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
ادبى آران و بيدگل كه سالها به همت مرحوم حجة الاسلام تشكر و ديگران اداره مىشد و دچار وقفه گرديده بود ، همت گماشت . موسوى شاعرى شيرينسخن و لطيف طبع بود و سرانجام در دى ماه 1368 چشم از جهان فروبست و شگفت آنكه ماده تاريخ فوتش را قبلا پيشبينى كرده و در مقطع قطعهاى چنين مىگويد : « موسوى » تاريخ فوت خود به شمسى زد رقم * « ما به اميد خدا از دار فانى مىرويم » « 1 » غيرت غم به عمرى جز غم و محنت نديدم همدمى ديگر * ندارم طاقت اين زندگانى را دمى ديگر بنازم غيرت غم را دمى نگذاشت تنهايم * برايم هردمى آورد با خود همدمى ديگر ز بس از غم وفا ديدم شدم شرمنده از آن هم * خدايا خجلت غم هم برايم شد غمى ديگر به دوران جز صداى ناله و آه سحرگاهى * كسى نشنيد از ساز دلم زير و بمى ديگر ز بس از دل كشيدم آه و اشك از ديده افشاندم * نه باقى ماند در دل آه و در چشمم نمى ديگر نمك چندان مپاش اى چرخ بر زخم درون من * جز اين دارو مگر پيدا نكردى مرهمى ديگر به گلزارم مخوان هرگز كه مىترسم به گلبرگى * نماند « موسوى » از دود آهم شبنمى ديگر
--> ( 1 ) - آثار اين شاعر ، توسط فرزندش ، به وسيلهء شاعر ارجمند مدّاح اهل بيت ، حاج احمد مشجرى ( محبوب ) به دستم رسيد .