سيد محمد باقر برقعى

3420

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

نوبهار حسن جانان بهشت در قدم نوبهار توست * ارديبهشت جلوهء نقش و نگار توست اى نوبهار حسن دل‌خسته سالهاست * در حسرت شكفته گل كامكار توست سنبل ز پا فتادهء زلف پريش توست * نرگس ز دست رفتهء چشم خمار توست هرگز نرست سرو چو بالاى دلكشت * خوش مىروى به ناز و دلم بىقرار توست بس نقشها كه كلك قضا كرد خوش‌ترين * بر صفحهء جهان رقم يادگار توست در حيرتم چه داشت جهان بىتو در بساط * دور زمانه را شرف از روزگار توست اى مادر زمانه عقيم ار شوى رواست * كان گوهرى كه خواست دلت در كنار توست لب پاك كن ز رشحهء مى طاقتم نماند * صد بوسه در هواى لب مىگسار توست بر چشم اشكبار من اى گل قدم گذار * كاين گوهر سرشك ز بهر نثار توست بر چشم « مؤتمن » قدمى گر نهى رواست * بيگانه نيست بندهء خدمتگزار توست اى دل غمين مباش كه آن سرو ناز نيز * ديريست در هواى لب جويبار توست يا رب هميشه باد جهان بر مراد او * دلجوتر از بهشت برين باد ياد او ناى گمشده خوش‌تر بود ز هرچه شنيدى نواى ناى * آهنگ آسمانى انده زداى ناى باشد عراق دلكش و دلكش‌تر اصفهان * دشتى خوش است و خوش‌تر از آن بود عطاى ناى هريك به شيوه‌اى دل عشّاق مىبرد * ماهور و ترك و دلكش و شور و نواى ناى شهناز و شور و مويه و افشار ديگر است * هرچند خوش بود آهنگهاى ناى بشنو به گوش جان كه چه بيداد مىكند * مانا كه نيست غير همايون سزاى ناى بس گونه‌گون ترانهء رنگين كه بىدريغ * سر بركشد به هر نفس از تنگناى ناى هر غم كه هست از دل عشّاق مىبرد * اوج و حضيض و زير و بم دلگشاى ناى گر ناى نيست مايهء شادى چرا كنند * ارباب حال زمزمهء ناى ناى ناى با تار و پود روح ندانى چه مىكند * آهنگ روح‌پرور شادىفزاى ناى آتش زند به خرمن جانهاى بىقرار * گلبانگهاى بلبل دستان‌سراى ناى صد ناله بيش در دل و صد آه در جگر * موقوف يك كرشمهء طاقت‌رباى ناى آرى هواى ناى بود ناله‌خيز و من * مسعودوار ناله كنم در هواى ناى