سيد محمد باقر برقعى
3290
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
مسعود ( 1370 - 1319 ) سيد مسعود محمودى ، فرزند سيد مرتضى ، در سال 1319 هجرى شمسى در شهر نهاوند ديده به جهان گشود ، تحصيلات ابتدايى و دورهء متوسطه را در زادگاه خود و كرمانشاه و تهران به پايان رسانيد ، ازآنپس به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمد و به تدريس در دبيرستانها پرداخت ، در خلال خدمت آموزشى موفق شد به تحصيل ادامه دهد و در دو رشتهء زبان انگليسى و ادبيات فارسى مدرك ليسانس دريافت دارد . محمودى از سال 1341 با مطبوعات همكارى خود را شروع و براى چند نشريه مقاله مىنوشت و در سال 1362 كه بازنشسته گرديد رسما همكار روزنامهء اطلاعات شد و جزو هيئت تحريريهء آن روزنامه درآمد و در نخستين سال همكارى صفحهء جوانههاى انديشه را در روزنامه گشود و اين صفحه را تا زنده بود ، زنده نگاهداشت . محمودى در روزنامهنگارى از استعداد كافى برخوردار بود ، در تهيهء گزارشهاى فرهنگى و اجتماعى و حوادث تبحر داشت ، براى كودكان قصه نوشت و سرود ساخت . بهروز بهروزى يكى از همكارانش دربارهء وى نوشت : « محمودى روحى حساس و ترد و شكننده داشت ، خوب مىنوشت ، نثرش محكم و پخته بود ، همينطور شعرش كه از روح حساسش متأثر بود ، خوشزبان و حاضر جواب بود . . . » مسعود شعر و شاعرى را از دوران تحصيل در دبيرستان آغاز كرد و اشعارش در روزنامهها به چاپ رسيد و سرانجام در يازدهم آبان ماه 1370 به علت عارضهء سرطان درگذشت . از آثار چاپشدهء اوست : 1 - ترانههاى زندگى ، 2 - قصهء كوچ چلچله ، 3 - زندگى ، زندگى ، 4 - ماهى آبدوزك ، 5 - كتاب زندگى . اين غزل آخرين شعر اوست كه در واپسين لحظات سرود :