سيد محمد باقر برقعى
3272
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
گرفت و به شكوفايى رسيد و خود دراينباره چنين مىگويد : « چهل و پنج سال در مجلس درس استاد گرانمايه محمد على ناصح تلمذ كردم و هماكنون از محفل اديب بزرگوار استاد محمد على نجاتى و استاد دكتر خليل خطيب رهبر كسب فيض مىكنم و در حال حاضر بيش از ده هزار بيت شعر دارم . » شاعر و محقق والامقام نياز كرمانى دربارهء كنىپور مىگويد : « هنگامى كه به من تكليف شد مطلبى دربارهء كتاب " غزالهء خورشيد " مجموعهء شعر مستى بنويسم ، از اين همه بزرگوارى در تعجب شدم ؛ زيرا مستى سمت استادى مرا داشته و هنوز هم دارد . سى سال پيش كه من جوانى كمتجربه بودم او كارهاى مرا مىديد و تصحيح مىكرد ، از اين روى خيلى جرأت و جسارت مىخواهد كه امروز من در باب شعر او چيزى بنويسم . » مستى با اينكه در انواع شعر از قصيده و غزل و مثنوى طبعآزمايى كرده و از عهدهء آن به خوبى برآمده است ، اما مهارت و استادى او در غزل بيشتر مىباشد و به عنوان شاعرى غزلسرا مشهور و شناخته شده است . سوگندنامه الهى به دلهاى دور از گناه * به نامه سپيدان طالع سياه به سايهنشينان ديوار غم * به خورشيدرويان بام عدم به مستان از باده ، جان سوخته * به عشّاق از شكوه ، لب دوخته به جانسوزى آتش التهاب * به بىتابى جان پراضطراب به اشكى كه از شرم نايد فرود * به آهى كه آتش فروزد به دود به ميخانهء عشق را هم بده * در آغوش مستان پناهم بده * * الهى به سرمستى بيهشان * به شوريدگيهاى دردىكشان به رندان دور از من و ما شده * به دامان از اشك دريا شده به خون دل از ديده ريزندگان * به مستى ز هستى گريزندگان نه شبهاى گمكرده راه سحر * به لبهاى بوسيده آه جگر به خونيندلان سراپا سخن * كه لببسته ماندند در انجمن مرا سينه از عشق پرشور كن * ز دل هرچه جز عشق او دور كن