سيد محمد باقر برقعى
3229
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
چاپ نرسيده است . دكتر محمودى در سال 1355 بنا به دعوت دانشگاه كلمبيا به مدت يك سال به تدريس و مطالعه و تكميل دورهء زبانشناسى در آن دانشگاه اشتغال داشت و پس از بازگشت به ايران دوباره بنا به دعوت دانشگاه يوتا سفرى دوماهه به آمريكا رفت و كتاب " زمينهء فرهنگ و تمدن ايران " وى به عنوان كتاب درسى در بخش خاورشناسى دانشگاه يوتا انتخاب شد و نيز در سال 1357 سفرى به مصر كرد و ضمن ديدار از دانشگاههاى قاهره و اسكندريه در دانشگاه عين الشمس قاهره سخنرانى كرد و طرح گسترش زبان فارسى در آن دانشگاه را با توجه به كثرت داوطلب پىريزى كرد و در تابستان همان سال رئيس دانشگاه عين الشمس به ايران آمد و با محافل علمى ايران آشنا گرديد . از آثار و تأليفات اوست : ويرايش و آرايش دفتر يكم سبكشناسى ( تاريخ تطور شعر فارسى ) اثر ملكالشعراء بهار ؛ راهى به مكتب حافظ ، كورش در بابل ، گنج گهر ( نمونههاى نثر و نظم ) ، بابل دل ايرانشهر ، شكرستان ، زمينهء فرهنگ و تمدن ايران ، كمينگاه دشمن ، فراز و نشيب سياست و شيوهء كشوردارى ايران ، گنج راز ، او - تو - من ( در عرفان از ديدگاه حافظ ) ، هفتنگار در هفت تالار ( تحليلى اجتماعى از هفت پيكر نظامى ) ، زايش دوباره در آفرينش و عشق از ديدگاه مولانا جلال الدّين بلخى ، خاقانى در ايوان مدائن ، دفتر دوم گنج گهر ، دفتر دوم فرهنگ و تمدن ايران ، چرا حافظ ؟ . اينك نمونههايى از شعر او برگزيده از كتاب گنج راز : آرزوى من تا كه زى دوست شدم دوش به مهمانى * شادمانيم همىداد به ارزانى شد تن رنج رسيده خوش و دل شادان * تا كه زى دوست شدم دوش به مهمانى زى من آمد به تك و برد نماز ايدون * هشت بر خاك رهم چهره و پيشانى چون رخ و خال سيه آذر و اسپندى * پيشم آورد ز چشم بد و شيطانى خوى ز آزرم نشسته به رخش آنسانك * ژاله بنشيند بر لالهء نعمانى ديدگانش چو گو زنان و برش فربى * راست ناهيد بدان وصف بدش ثانى آب و رنگى به سزا داده به كاخ ايدر * كاخ نى خود به مثل كارگه مانى باغش آراسته آنسان كه گمان كردى * از بهشت آمده رزبانش ، به رزبانى « 1 »
--> ( 1 ) - رز به معنى باغ است . رزبان يعنى باغبان . رضوان ، به اصطلاح ، معرب آن است . ( به نظر من رضوان هم رزبان است كه عينا در زبان عربى و فارسى باقى مانده است ) .