سيد محمد باقر برقعى

3162

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

از ابتداى درهء « شالان » « 1 » تا انتهاى جنگل « ريژاب » « 2 » گامى فراتر از تخيّل و تصوير ذهنى نشسته در تب شيون عمرى هزارساله طلب مىكرد حسرت به آرزو متبسّم آهسته گفت : « دست كم اين‌قدر . . . » من با كدام واژه اين همه خوبى را در ذهن خوابهاى تو تصويرگر شوم ؟ آن‌قدر پرشكوه و شگفت‌انگيز آه اى خروش سركش كين امداد . . . با غرب فتنه‌ساز بگوييد شرق بزرگوار هنوز آسمانى است . * يادش به خير ، گمشدهء من در ساحت مقدس اين خلوت عزيز با تو شب نيايشم آغاز مىشود تا شهر صبح ، راه درازيست حالى من و تو ، فارغ و بىتاب

--> ( 1 و 2 ) - شالان و ريژاب نام دو پاره خاك بهشتى آميخته‌اى از كوه ، آب ، دره و جنگلى زيبا در غرب كشور .