سيد محمد باقر برقعى
3132
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
گشته پيدا غمانگيز ابرى * روى امواج درياى زيبا مشرفم بر سر تخته سنگى * گشته ساحل چو روح مسيحا * * غرق انديشهام ، آرى ، اى واى ! * غرق درياى احلام شيرين غرق افكار و شور جوانى * غرق اميال پرسوز ديرين * * تيرهابرى سياه و غمآلود * پرده از غم كشيد آسمان را كرد تاريك زين تيرگيها ! * نيلگون صحنهء بيكران را * * ناگهان گشت طوفان هويدا * قايق از موجها سرنگون شد ابر گرييد بر لوح دريا * كار دل يكسر از نو جنون شد * * موجهاى كفآلود ، رقصان * خورد سرمست بر صخرهء سرد رعد غرّنده از خشم ناليد * در كنار افق با غم و درد * * فكر من همچو امواج درهم * يا پريشانتر از موى يار است وه كه از ياد عشقى غمانگيز * روزگارم چو شبهاى تار است * * از غريو شبيخون طوفان * آسمان اشك غم ريزد آرام موج پاشيده از هم ز صخره * شويد از چهرهها اشك آلام * * مرغ آبى شناور در امواج * مضطرب از هياهوى آب است مىرود پيش در سينهء موج * گرچه تنها و بىتوش و تاب است * * گنگ و وامانده اندر شگفتى * ماندهام بىكس و يكّه برجا حملهور خيل جرّار طوفان * كار زارى ، خزر كرده بر پا * *