سيد محمد باقر برقعى

3096

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

گوهرى ( 1282 ) عباس ايران‌دوست ، متخلص به گوهرى ، فرزند على اكبر ، در سال 1282 هجرى شمسى در محلهء صوفيان بروجرد از مادر زاد ، تحصيلات مقدماتى را در زادگاه خود فراگرفت و در سال 1297 به تهران مهاجرت كرد و به شغل خياطى و دوزندگى پرداخت و اشعارش در مجلهء پيمان منتشر مىگرديد . احمد كسروى در شماره چهاردهم سال اول پيمان دربارهء وى چنين نوشت : « گوهرى ، جوانى است كه از دسترنج خود نان خورده و به كسان ديگرى هم نان مىدهد ، هيچ‌گاه از پرداختن به دانش و هنر بازنمىايستد و هميشه در پى هنرآموزى و دانش‌اندوزى است . پس از همه ، اين جوان مسلمان و ايران دوست مىباشد كه روان از خويهاى ستودهء اسلامى آراسته و دل از مهر ايران انباشته دارد . كسانى كه كلمهء تربيت را شنيده و معنى آن را نشناخته‌اند اين جوان را ديده آن معنى را در سراپاى اين هويدا يابند . ما آرزومنديم كه همهء جوانان ايران بدين‌سان پاك درون و بيدار باشند . » جور خزان آذر رسيد و زاغ ، به گلشن مكان گرفت * ظلم خزان به باغ ، كران تا كران گرفت لرز از فغان فتاد ، بر اندام « بيد بن » * از غم « چنار » چهرهء چون زعفران گرفت باد خزان ز تارك نرگس ربود تاج * وز جسم لاله پيرهن پرنيان گرفت در آن مكان كه بلبل شوريده داشت جاى * ديديم آنكه : سگ به دهان استخوان گرفت نى كرد بر بنفشه ترحّم نه ، نسترن * باد خزان چو دامن پير و جوان گرفت « طوطى » شكسته‌بال شد و دل غمين « هزار » * زين غم گلوى « فاخته » ز آه و فغان گرفت