سيد محمد باقر برقعى

2990

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

دانشكدهء ادبيات را عهده‌دار شد و در سال 1340 به مقام استادى دانشگاه با رتبهء ده استادى دست‌يافت و در سال 1349 بازنشسته گرديد . آنگاه به لاهيجان عزيمت كرد و عهده‌دار معاونت مدرسهء عالى مديريت گيلان شد و در سال 1352 به اصفهان بازگشت و در مدرسهء عالى كورش كبير به تدريس پرداخت و تا سال 1357 در اين مدرسه انجام‌وظيفه نمود و در حال حاضر به شغل وكالت دادگسترى اشتغال دارد و هفته‌اى چند ساعت نيز در دانشگاه پيام‌نور شهر خود تدريس مىكند . دكتر شفيعى از كودكى به تشويق پدربزرگ خود به سرودن شعر پرداخت و در جرايد اصفهان مقاله مىنوشت و در سال 1323 نخستين اثر خود را به نام " در راه ميهن " نوشت و آثار ديگر او عبارت است از : زبان و زبان‌شناسى ، تصويرى از فرهنگ ايران ، مفسران شيعه ، و چند اثر ديگر . او علاوه بر تاليف كتاب ، تاكنون بيش از يك‌صد مقاله ادبى و تحقيقى و اجتماعى در مجله‌ها و روزنامه‌هاى تهران و شيراز و اصفهان چاپ كرده است و اخيرا مجموعهء اشعار خود را جمع‌آورى و آمادهء چاپ نموده و نيز منظومه‌اى در 250 بيت ساخته كه ماجراى زندگى خود را از دوران كودكى تا امروز به تصوير كشيده و ضمن آن از شخصيتهاى مختلف روحانى و علمى و هنرى در آن نام برده است كه دوستانش به اين اثر منظوم " سيماى اصفهان " نام داده‌اند . دكتر شفيعى با آنكه شاعرى توانا و خوش‌قريحه است ، اما هيچ‌گاه به شاعرى خود تظاهر نكرده است . وى در شعر شفيعى تخلص مىكرد ، اما در اين اواخر تخلص كوير را برگزيده است . دكتر شفيعى فرزندان شايسته و تحصيل كرده‌اى دارد كه عنوان دكترا و مهندسى دارند و در راه خدمت به مردم و كشورشان گام مىنهند . قمار عشق كيستم دلداده‌اى از چشم يار افتاده‌ام * محو و روشن سايه‌اى بر رهگذار افتاده‌ام با جوانان ، دل نياميزد دگر زيراكه من * پيرمردى خسته‌ام كز حال و كار افتاده‌ام من به چشم بلبل سرگشته مىآيم غريب * برگ خشكى در خزان از شاخسار افتاده‌ام خنده را با چهرهء من الفتى ديگر نماند * قطرهء اشكى ز چشم سوكوار افتاده‌ام نور اميدى نمىتابد مرا از هيچ سوى * راه خود گم كرده‌اى در شام تار افتاده‌ام