سيد محمد باقر برقعى

1505

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

رحمت ( 1314 ) سيد عبد العلى موسوى ، كه تخلص رحمت را در شعر برگزيد ، فرزند سيد محمد رضا موسوى ، متخلص به عزيز ، در سال 1314 هجرى شمسى در رشت از مادر زاد . او چهارمين فرزند يك خانوادهء روحانى نامور گيلان است كه نياكانش همه در كسوت روحانيت و اهل شعر و ادب بوده‌اند . عمش عارف ربانى ، مير عبد الباقى صدر الشريعة داماد ( كامران ميرزا ) كه او نيز فرزند حاج سيد محمد آقا مجتهد معروف است و همهء اين خاندان از اعقاب سيد شرفشاه گيلانى شاعر قرن هشتم هجرى مىباشند . سيد عبد العلى موسوى چهارساله بود كه پدر خود را از دست داد و تحت سرپرستى مادر فاضله‌اش قرار گرفت و با فداكارى به تربيت فرزندانش پرداخت و هريك را به ثمر رسانيد . رحمت موسوى تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در زادگاهش به انجام رسانيد ، آنگاه به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و به تدريس ادبيات در مدارس پرداخت و در سمت رياست آموزشگاه نيز انجام‌وظيفه كرد . رحمت ، شاعرى را از دوران دبستان درحالىكه يازده سال بيش نداشت آغاز كرد و با نخستين ديوان شعرى كه از وحشى بافقى در خانه بود ، آشنا گرديد و به مطالعه پرداخت ، تحت تأثير تركيب‌بند شورانگيزش « دوستان شرح پريشانى من گوش كنيد » قرار گرفت و شوق سرايش شعر در او آشكار گشت و نخستين بيت شعرى كه سرود اين بود : ياد روز آشنايى مىكند خون در دل من * كاش در دنيا مبادا ، هيچ روز آشنايى رحمت كه استعداد و قريحه ذاتى داشت ، در اثر مطالعهء دواوين شعرا به‌تدريج در فنون شعر مهارت يافت و با رموز آن آشنا گرديد كه امروزه يكى از برجسته‌ترين سخنوران گيلان