سيد محمد باقر برقعى
1475
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
آنجا كه رستگارى جاويد ، ما را چو كوه سخت چنين پاييد تا در مقابل صف باطل ، در سينهء تجاوز و استعمار در ديدهء ستمگر استبداد چون آبديده ميخ فروباشيم اى مادر دلير فلسطينى در سنگر نبرد تو همرزمم در ماتم تو ، خشم تو ، همدردم بايد كه خون پاك مسلمانان ، مردان سرفراز « فلسطينى » مردان پرشهامت « ايرانى » با آبيارى همهء خونها روزى نهال حق و عدالت را ، خوشبارور كند . گلها ، شكوفهها و بهاران گونهگون بايد تمام فصل ، بايد تمام سال ، بايد تمام قرن . . . بيارايد خاك شهيد پاك فلسطين را ، گور شهيد كشور ايران را از خون لالههاى زمين آرى بايد گل نجات برآرد سر ! از بهر كشور من و تو بايد ، حق آورد . . . اميد دهد . . . وحدت ! چون راه ما يكيست ، اهداف رفتگان و شهيدان ما يكيست ، خون پشتوانهايست به راه نجات خلق اى مادر دلير فلسطينى تو آن شكوهمند شهادت را ، ديدى به چشم خويش اى سرفرازتر ز همه مادران قرن ، من آن شكوهمند شهادت را ، ديدم به چشم دل در اوج سربلندترين مادر بنگر به شادىات همه خرسندم