سيد محمد باقر برقعى
18
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
از آغاز قرن ششم هجرى تدوين كتابهايى كه احوال و منتخب آثار شاعران زمانهاى گذشته تا معاصر مؤلف در آن باشد ، در زبان فارسى معمول شده است ، عجالتا نخستين كتابى كه در ميان ما هست ، « لب الالباب » تأليف محمد عوفى بخارايى است . گويا پيش از او كسى دست به اين كار نزده باشد ، زيراكه در هيچيك از كتابها كه اكنون به دست داريم ، ذكرى از كتابى كه در اين زمينه پيش از آن تأليف شده باشد ، نيست . تنها در چند كتابى كه دربارهء ايرانيانى كه به زبان تازى شعر گفتهاند پيش از آن نوشته شده ، گاهگاهى جسته جسته ، برخى از اشعارى را كه به فارسى سرودهاند ، مىتوان يافت . از قرن نهم به بعد ، هرچه به دورهء امروزه نزديكتر مىشويم ، عدهء كتابهايى كه شامل شرح احوال و منتخب آثار شاعران باشد و دربارهء آن اصطلاح عمومى « تذكره » را به كار مىبريم بيشتر مىشود . از قرن نهم و دهم باز در اين كار كمتر اهتمام ورزيدهاند ، اما در قرن يازدهم ناگهان عدهء اين كتابها چند برابر مىشود و اين كار هم به واسطهء آن است كه دربار بابريان در هند پناهگاه و آسايشگاه سخنسرايان زبان فارسى بوده و نه تنها در هند عدهء كثيرى به اين زبان شعر گفتهاند ، بلكه شاعران ايران هم در نتيجهء اقبال پادشاهان بابرى هند ، دستهدسته به هندوستان رفتهاند يا در آنجا ماندهاند و يا با ثروت سرشار به ايران برگشته و بازماندهء عمر را در آسايش گذراندهاند . هنوز در هندوستان و پاكستان كسانى هستند كه بيشوكم در شعر فارسى دست دارند . در اين ميان ، از اواسط قرن دهم به بعد نيز زبان فارسى در دربار پادشاهان آل عثمان رواج كامل يافته و در آنجا نيز عدهء كثير سخنسرايان پيدا شده يا از ايران به آنجا پناه بردهاند . عدهء بسيار شاعران فارسىزبان كه در هند زيستهاند ، سبب شده است كه مخصوصا در قرن يازدهم و دوازدهم دهها تذكره و مجموعهء اشعار فارسى در هند تدوين كردهاند كه متأسفانه عدهء بسيار از آنها هنوز چاپ نشده و نسخههاى آنها گاهى بسيار كمياب است . در دويست سال گذشته ، در ماوراءالنهر قديم و تركستان ، دورهء بعد يعنى در اطراف دو شهر مهم و معروف سمرقند و بخارا كه هميشه از مراكز مهم زبان فارسى بوده و اينك دو جمهورى شوروى سوسياليستى تاجيكستان و ازبكستان قسمت اعظم آن را فراگرفته است ، همواره شاعران فارسىزبان بسيار بودهاند و كتابهاى مخصوصى در احوال و اشعار ايشان پرداختهاند .