دكتر عقيقى بخشايشي
88
طبقات مفسران شيعه ( فارسي )
* در محافل تبشيرى امّا در محافل و مجامع تبشيرى كه نصّ عربى قرآن را خواندهاند يا ترجمهء آن را همراه مزايا و محسّنات آن ديدهاند ، يقينا نكتهاى را كه آقاى « ميلز ميلر » گفته است ، شناختهاند ، ولى هنوز آنان به كوچكترين حدّ تنزّل و پايين آمدن از جدال و مناظره نرسيدهاند . در سال 1846 م ، « تئودور » بنا به روايت يكى از مبشّران بزرگ مسيحيّت آمريكايى ، ملاحظات خود را از ملل آفريقايى نوشت و چنين اظهار نمود : « قرآن اثر بسيار نيكى را در پارهاى از افكار ملل آفريقايى گذاشته است . در آن كشورها كه مسلمان بودند و چندين قرن با قرآن انس داشتند و آن را مىخواندند و حفظ مىنمودند ، يك نوع فرهنگ و اعتقاد براساس يكتائى « اللّه » به وجود آمده است . . . . » او در پايان اعتقاد مذهبى خود را بر اصل مطلب افزوده است و مىگويد : « در هر صورت اين بخش از عنايات ربّانى است كه در اينان زمينهسازى خوبى براى تشرّف به مسيحيّت را آماده ساخته است ! ! » * در قرون اخير در حوالى ربع اخير از قرون 19 م ، در اثر آگاهى از لابهلاى ترجمههاى گوناگون قرآن و در نتيجهء موضعگيرى تسامح و تساهل كه به وجود آمد ، فلاسفهء آمريكا موضعگيرى بهترى را نسبت به اسلام از خود نشان دادند كه تنها هدف آنان شكست دادن اسلام در مناظره نبود . آقاى « برونسون كوت » يكى از فلاسفهء غرب در كتاب خود مىگويد : « محمّد ( ص ) لازم است شناخته گردد و ضرورت دارد هركه خود را فرهنگى و تحصيلكرده مىداند ، شرح زندگانى او را به دقّت مورد مطالعه و بررسى قرار دهد . . . . » آقاى « وليد يامارى » ، اقرار و اعتراف نموده است كه نويسندگان غربى ، مبادرت به درج بدترين چيزها در مورد اديان نموده و به تودهء خوانندگان خود تحويل دادهاند ، ولى نخستين بار در سال 187 م ، از سوى « مونكر كونوى » ، بخشهايى از كتابهاى دينى عمده ، كه در ضمن آن قرآن نيز بود ، جنبههاى مثبت آنها ارائه گرديد و نشان مىداد كه برخى از اديان ، برخى ديگر را تكميل مىسازند . هدف او تنها آن نبود كه تفوّق و برترى يكى از آنها را بر اديان ديگرى اثبات نمايد . . . و ديگر ، در پايان قرن 19 دقيقا در اوايل قرن بيستم ، نشر و ترجمهء قرآن با نوشتن از اسلام و آورندهء آن نيازمند اعتذارات و بهانهجوييها و معذرتطلبى نبود . آنچنانكه « جان ديون پورت » داده بود . علىرغم آنهمه آثار باقيمانده از موقعيّت حمله بر دين ، ( البتّه دين مزاحم ) حمله به خرافات و بدعتها و كتاب مقدس ، اكنون قرآن موقعيّت رايج و تفاهم نسبى خود را به دست آورده است و اكنون ديگر به شكل اساسى متوجه شكست دادن يا جدل و مناظره در ميان نيست . بدون شك فراوانى نصوص ترجمه از قرآن ، تأثير شايانى در ايجاد تفاهم و تثبيت اين وضعيّت جديد ، به همراه داشته است . » « 1 » مقالهء فوق به علت اهميّت خاصّى كه قرآن مجيد ، اين كتاب مقدّس آسمانى در زندگى ما دارد ، ترجمه شد . اكنون بهعنوان تكميل بحث فوق ، به بخشى از ترجمههاى ديگرى كه در دسترس ما مىباشد اشارتى مىرود و در پايان تذكّرى نيز به فرزندان و تربيتيافتگان مكتب قرآن و عترت و نسل حاضر حوزههاى علميّه داده مىشود كه تذكّر ، خود پايه و اساس حركت قرآنى مىباشد . * ترجمههاى ديگر آقاى دكتر سيد محمّد رضا نائينى ، مؤلّف محترم تاريخ جمعآورى قرآن در پيشگفتار كتاب خود ، اطّلاعات
--> ( 1 ) مجلّه العالم شماره 120 مورّخ 12 تشرين 1988 م .