دكتر عقيقى بخشايشي
67
طبقات مفسران شيعه ( فارسي )
[ تصوير ] علوم و معارف پيشنياز تفسير قرآن قرآن ، كتاب هدايت و ارشاد و اعجاز است و نزول آن ، جهت ارشاد و سازندگى روحى انسان مىباشد ، پس هر چيزى را كه در مسير هدايت و ارشاد آن مىتواند كمك و مددرسان قرآن باشد ، يا نوعى ارتباط از نظر اعجاز بودن به وجود آن داشته باشيم ، يك دانش قرآنى و يكى از علوم و معارف و علوم پيشنياز آن محسوب خواهد شد ، خواه علوم زيستشناسى باشد يا معارف و صنايع ، يا اختراعات و اكتشافات ، يا روانشناسى و جامعهشناسى يا علوم ادبى و صناعى . ولى مقصود ما در اينجا ، آن نوع مبادى و مقدّماتى است كه ارتباط مستقيم و تنگاتنگ با تفسير قرآن دارد و در واقع پيشنياز اوّلى آن محسوب مىشود كه مفسّر نمىتواند بدون آنها نياز تفسيرى خود را بر طرف سازد كه در اصطلاح به مجموعهء آنها « علوم قرآنى » گفته مىشود و ضرورت دارد كه مفسّر بر آنها احاطه و إشراف داشته باشد و آنها چهارده نوع مىباشند كه اساطين فنّ و بزرگانى مانند : شهيد ثانى در منية المريد ، ابو الفتوح رازى در تفسير خود ، شهاب الدّين آلوسى در روح المعانى و سيوطى در الإتقان به آنها تصريح كرده و نام بردهاند . « 1 » اينك اسامى و توضيحات اجمالى آنها : 1 . لغت : شناخت واژه يا واژهشناسى كه در شرح مفردات الفاظ ، بحث و گفتگو مىكند ، يكى از معارف پيشنياز مفسّر مىباشد ، چون بهوسيلهء لغت ، شرح مفردات الفاظ و معانى آنها روشن مىگردد و الفاظ مشترك از لغات مختصّ ، و عامّ از خاصّ ، حقيقت از مجاز ، استعاره از مستعار منه . . . تشخيص داده مىشود . 2 . نحو : نحو علمى است كه در مورد اعرابگذارى و شناخت سياق جملات و كلمه و كلام بحث و گفتگو مىكند و اين شناخت در تفسير ضرورت دارد ، چون گاهى معانى جملات ، با اندك تغيير ، دگرگونى كلّى پيدا مىنمايد ، مانند قرائت مرفوع يا مجرور كلمهء « رسوله » در آيهء شريفهء أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ
--> ( 1 ) منية المريد ، چاپ بمبئى ، ص 189 ؛ تفسير ابو الفتوح رازى ، ج 1 ، ص 9 ، سيوطى ، الإتقان ، ج 2 ، ص 180 ، آلوسى ، تفسير روح المعانى ، چاپ بغداد ، ص 5 و 22 .