دكتر عقيقى بخشايشي

59

طبقات مفسران شيعه ( فارسي )

ايشان فرمود : « شما فعلا نونهالان و اطفال خاندان ما هستيد ، ولى در آيندهء نزديك بزرگسالان فاميل خواهيد شد . پس در خواندن درس كوشا باشيد و هرگاه نتوانستيد درس خود را حفظ كنيد ، پس بنويسيد ، تا حفظ نماييد . » « 1 » * يادگار جاودان شيخ بزرگوار ، محدّث عاليقدر مرحوم صدوق ( ره ) در كتاب امالى از حضرت رسول اكرم ( ص ) روايت مىكند : « هرگاه مؤمنى از دنيا رخت بربندد و تنها يك ورق از خود به يادگار بگذارد كه علمى در آن ثبت شده باشد ، در روز رستاخيز همين ورق به صورت پرده‌اى درخواهد آمد كه ميان او و عذاب حايل خواهد شد و در برابر هر حرفى كه نوشته است ، اجر و پاداش بزرگى به او داده خواهد شد كه از دنيا و محتويات آن وسيع‌تر و بزرگ‌تر باشد . » « 2 » در اثر اين تشويقها بود ، نه تنها مردان و جوانان ، بلكه بانوان و دختران مسلمان نيز به خواندن و نوشتن روآوردند و از همسران رسول خدا ( ص ) ، حفصه ، امّ السّلمة ، عايشه خواندن و نوشتن را فرا گرفته بودند . در اثر تشويقهاى آن بزرگوار ، سوادآموزى و علاقه به دانش به اوج خود رسيده بود و فضاى علم‌دوستى و توجّه به دانش فراهم آمده بود كه علم و دانش فاطمهء اطهر صدّيقه طاهره ( ع ) دختر رسول خدا ( ص ) ، زبانزد عامّ و خاصّ جايگاه ويژه‌اى داشت ، او كه « كوثر » از هر نظر بود . * گفتگو با يك نويسنده پس با توجّه به اين احاديث و با عنايت به اين شيوه‌هاى عملى و اجرايى كه اسلام پيش روى مردم گذاشت ، پاسخ نويسنده و اديب محترم ، مؤلّف تاريخ علوم عقلى و تمدّن اسلامى و همفكران او ، خودبه‌خود داده مىشود ، جايى كه به اشتباه مىنويسند : « گويند روزى پيامبر اسلام در دست عمر ورقه‌اى از تورات را مشاهده كرد كه مطالعه مىكند . حضرت از مشاهدهء اين عمل ، چنان غضبناك شد كه آثار غضب در چهرهء او پديدار گرديد و آنگاه فرمود : « أ لم آتكم بها بيضاء نقيّة و اللّه لو كان موسى حيّا ما وسعه الّا اتّباعي ؟ » ( آيا من در برابر تورات ، كتاب نورانى و كاملى براى شما نياورده‌ام ؟ به خدا قسم هرگاه خود موسى زنده بود ، چاره‌اى نداشت جز اينكه از من پيروى نمايد ) . » « 3 » نويسنده محترم كتاب ، با اين روايت استدلال مىكند كه پيامبر اسلام ( ص ) خيلى مايل نبود كه مسلمانان جز قرآن از كتابهاى ديگرى استفاده كنند ، چون سياق كلام ايشان در سخت‌گيرى و ايجاد محدوديّت خليفه دوم در مورد حديث و غيره مىباشد . ولى واقعيّت امر بر نويسنده مشتبه شده است . چون توضيح و تحليل واقعى حديث ، برفرض صحّت صدور آن ، اين است : با وجود كتاب متقن و محكمى همانند قرآن كه ابدا دست تحريف و عدوان ، به آن نرسيده است ، چه داعى داريد كه تورات منسوخ و تحريف يافته و نظام‌گسيخته را مطالعه كنيد تا افكار شما مشوّش و مضطرب گردد و دچار انحراف اعتقادى و معنوى گرديد ؟ چنان كه از اوّل تا آخر حديث نيز همين معنى استفاده مىگردد ، چون متن روايت ، آن‌چنان‌كه ابن قدامه در المغنى نقل كرده است ، به اين صورت است : « أ في شكّ أنت يا بن الخطّاب ؟ أ لم آت بها بيضاء نقيّة ؟ و اللّه لو كان أخي موسى حيّا لما وسعه الّا اتّباعي . » « 4 »

--> ( 1 ) مقدّمهء منية المريد ، تأليف شهيد ثانى . ( 2 ) امالى ، شيخ صدوق ( ره ) . ( 3 ) تاريخ علوم عقلى در تمدّن اسلامى ، ص 32 معانى الاخبار ، ص 382 . ( 4 ) المغنى ، ابن قدامه ، ج 6 ، ص 240 ؛ سنن دارمى ج 1 ، ؟