دكتر عقيقى بخشايشي

55

طبقات مفسران شيعه ( فارسي )

بنا گذاشتند كه همهء نسخه‌هاى قرآنهاى موجود را جمع‌آورى كنند و براساس يك نسخهء تصحيح‌شده و متّفق‌عليه ، تكثير و انتشار دهند . چون اين امر در زمان عثمان و با عنايت او صورت پذيرفت ، ازاين‌رو به « قرآن عثمانى » معروف گرديد ، و گرنه اصل گردآورى قرآن ، در همان زمان رسول خدا ( ص ) انجام يافته بود ، نه غير آن . « 1 » * جديّت در حفظ اصالت قرآن مسلمانان سعى و تلاش جدّى در حفظ و حراست از قرآن مجيد را داشتند و به خويشتن حقّ هيچ‌گونه كم و كاست نمودن را نمىدادند . دغدغه و كوشش آنان به حدّى رسيده بود كه حاضر به اعراب‌گذارى هم نبودند . ابو ذر غفارى ، آن مسلمان پاك‌نهاد و با اخلاص ، هنگامى كه أبىّ بن كعب ، در تفسير آيهء شريفهء وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ ، « واو » و الّذين را عاطفه مىگرفت و اين آيه را متوجّه احبار و كشيشان اهل كتاب و از شئون آنان معرّفى مىنمود ، عصا را بلند نمود و او را مورد تهديد قرار داد و گفت : « اى پسر يهودى ! مىخواهى احكام خدا را تغيير دهى ؟ » دقّت و رعايت قرآن در آن حدّ ملحوظ بود كه حتّى يك واو هم جابجا نشود . پس به اين ترتيب جاى هيچ‌گونه احتمال كم و كاست و تنقيص و تكثير در آن نبوده و نيست . * نويسندگان وحى و آنان عبارت بودند از : 1 . علىّ بن ابى طالب ( ع ) ؛ 2 . سعد بن عباده ؛ 3 . منذر بن عمرو ؛ 4 . ابىّ بن كعب ؛ 5 . زيد بن ثابت ؛ 6 . رافع بن مالك ؛ 7 . ابيّة بن خضر ؛ 8 . معن بن عدى ؛ 9 . بشر بن سعد ؛ 10 . سعد بن ربيع ؛ 11 . اوس بن خولى ؛ 12 . عبد اللّه بن أبىّ و . . . . * كتابت و نويسندگى مردم عرب قبل از پيدايش اسلام ، از هنر خط و نويسندگى و از فنّ و دانش لازم ، بهرهء كافى نداشتند ، هرچند عرب از حافظهء قوى و تخيّل سرشار در توصيف صحنه‌هاى جنگ و غارتگريها و شبيخونها بهره‌هايى داشت ، ولى حافظهء او از توصيف زلف يار ، مدح ، فخريّه ، مرثيه ، طلب حاجت ، عتاب و تهديد . . . تجاوز نمىكرد . آن‌چنان‌كه ابو رشيق در العمدة يا ابو هلال عسكرى در تأليف خود ، ذكر مىكند كه موضوعات مورد ذكر آن دوران : مدح ، هجو ، توصيف ، تشبيه ، مرثيه بوده است و بس . « 2 » و نابغهء ذبيانى قسم ششمى را نيز بر آنها مىافزود و آن « اعتذار » بود كه عرب جاهلى در آن هنرنمايىها كرده است . « 3 » ولى او نيز « حماسه » را كه رايج‌ترين مضمون مورد نظر جاهلى بوده ، فراموش كرده است . عشق شديد عرب به تفاخر و شمردن انساب نياكان به حدّى بالا بود كه قرآن كريم أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ را بنا بر يك تفسير در حقّ آن ويژگى عرب ، نازل فرمود . خلاصه محفوظات آن دوران ، در حدود اشعار جاهلى ، انساب ، افسانه‌ها و ايّام العرب ( روزگاران رزم و بزم ) دور مىزد و احيانا اگر از آن حدّ ، تجاوز مىكرد ، در اطراف ستارگان شهى ، جدى يا معشوقه‌ها : ليلى و سلمى محدود بود و بس . ولى روزى كه ستارهء اسلام در آن محيط تاريك و جهل در مشرق « نجد » شروع به درخشيدن گرفت ، در ميان انبوه جمعيّت شهر تجارى مكّه ، بيش از 17 نفر ، و در يثرب كه مركز كشاورزى و فلاحت بود ،

--> ( 1 ) كتاب و كتابخانه ، زيربناى تمدّن و علوم اسلامى ، اثر نگارنده ، چاپ 1353 ، ناشر : دفتر نشر نويد اسلام قم . ( 2 ) تاريخ الأدب العربى ، العصر الجاهلى ، شوقى ضيف ، ترجمهء آقاى قراگوزلو ، ص 216 ، چاپ امير كبير . ( 3 ) ديوان المعاني ج 1 ، ص 61 ؛ تاريخ الأدب العربي ، ص 216 .