دكتر عقيقى بخشايشي

47

طبقات مفسران شيعه ( فارسي )

تاريخ تفسير و مفسّران آن نيز ، سير طولانى و تفصيلى خواهد داشت كه نمىتوان حقّ همگان را در يك يا چند جلد كتاب ، ادا نمود . نگارنده بر آن است كه در بخش نخستين اين سير و سفر معنوى و علمى و اعتقادى ، نخست جمعى از مفسّران اماميّه را معرّفى نمايد و در فرصت ديگرى [ اگر توفيق ، رفيق باشد ] به مفسّران عامّه بپردازد و مقايسه‌اى نيز از نظر محتوى و طرز كار بين آنان ، انجام دهد . * آيا شيعه تفسير هم دارد ؟ مقدّم داشتن تفاسير و مفسّران شيعه ، نكته و رازى دارد كه قابل ذكر است و آن راز ، متّكى بر يك شايعه رايج و دايرى است كه جمعى از ظاهربينان و مبلّغان وهابيّت و عوامل آنان ، شيعه را متّهم مىسازند كه آنان در برابر پذيرش اهل بيت ( ع ) ، قرآن را كنار گذاشته‌اند يا آنكه ( نعوذ باللّه ) قرآن شيعيان ، با قرآن ديگر مسلمانان جهان يكسان نبوده و تفاوتهايى دارد . با اينكه شيعيان و دوستداران اهل بيت ( ع ) نه تنها همدوش و هم‌صف با ديگر برادران دينى خود در نشر و ترويج قرآن و فرهنگ آن كوشيده‌اند ، بلكه در بسيارى از موارد ، تقدّم و پيشروى نيز بر ديگران دارند . ( به آن صورتى كه مرحوم صدر در تأسيس الشيعة لعلوم الإسلام به اثبات رسانده‌اند ) اين نوع قضاوت و نگرش ، نوعى حق‌كشى و ظلم و برخاسته از بىانصافى و ناشى از غرض‌آلود بودن نگرشها و مسموم بودن انديشه‌ها مىباشد . يكى از دوستان فاضل و نويسنده‌ام نقل مىكرد كه قرآن نفيسى به عنوان هديّه به آقاى عمر تلمسانى ، يكى از رهبران اخوان المسلمين در مصر به بيمارستان برده بودم . به ايشان گفتم : مىدانيد چرا قرآن را براى شما هديّه آوردم ؟ با اينكه شما هميشه همراه قرآن و قرآن هميشه همراه شماست اين تحفه ، به خاطر دو هدف و مقصود باطنى بود كه در دل داشتم : اولا : نفيس‌تر و باعظمت‌تر از قرآن هديّه ديگرى سراغ نداشتم كه مناسب شأن شما باشد . ثانيا : تا شما ملاحظه فرموده باشيد كه قرآن ما شيعيان ، با قرآن شما برادران اهل سنّت ، هيچ فرق و تفاوتى ندارد . سپس داستان ديدار مرحوم علّال الفاسى از رهبران مبارز فكرى مراكش را نقل نموده بود كه چندى پيش او به ايران سفر كرده بود و در قم به هركجا كه مىرسيده و به ديدار هر شخصيّتى كه مىشتافته است ، نخست قرآنهاى موجود را مورد بررسى و دقّت قرار مىداده است . وقتى در منزل استاد علّامه طباطبائى ( ره ) در قم حضور يافته بود ، پس از مذاكره و گفتگوى مختصر ، به بررسى قرآن موجود در كتابخانهء معظّم‌له پرداخته بود . آن دوست اهل‌قلم به شوخى گفته بود : استاد ! مثل اينكه دنبال قرآن شيعه‌ها مىگرديد ، چون در هرجا فقط به بررسى قرآنها مىپردازيد . او در پاسخ اعتراف كرده بود كه : احسنت ! از دل خبر داديد . آرى ، خدا استعمار فرانسه و مستشرقين غربى را لعنت كند ، چون در شمال آفريقا شايع ساخته‌اند كه قرآن شيعه‌ها با قرآن ما اهل سنّت تفاوتها دارد و من از روزى كه به ايران آمده‌ام ، در تهران ، مشهد و قم دهها نوع قرآن را در كتابفروشيها و كتابخانه‌هاى ايران و منازل افراد ، مورد بررسى و دقّت قرار داده‌ام ، ولى هنوز كوچك‌ترين تفاوتى با ديگر قرآنهاى موجود ما پيدا ننموده‌ام . حالا مىفهمم كه نقشهء آنان براى جدا كردن مسلمانان از همديگر تا چه حدّ رذيلانه و موذيانه و مرموزانه بوده است . شيخ عمر تلمسانى لبخندى زده ، گفته بود : ولى ما در مصر به اين قبيل شايعات ، هرگز اهميّت