دكتر عقيقى بخشايشي
44
طبقات مفسران شيعه ( فارسي )
از سنّت معصوم ( ع ) و سيرهء سلف صالح ، پايهگذارى نمودهاند و قرآن مجيد را سنگ اساسى و شالودهء زيربنايى حركتهاى خود تعيين و معرّفى نمودهاند و آن را حبلالمتينى يافتهاند كه اعتصام به آن را در راه اتّحاد اسلام و مسلمانان و تأليف قلوب بين گروههاى اسلامى و تشكّل امّت واحده و تضمين سعادت فردى و جمعى ، ضرورى دانستهاند ، ازاينرو سخن از تفسير ، سخن از مهمّترين ركن ايمان در همهء ابعاد فردى ، اجتماعى ، سياسى ، سخن از حركت و نهضت و پويايى ملل جهان اسلام و سخن از احياگران و اصلاحطلبان جامعهء اسلامى در تمام اعصار ، به ويژه در عصرهاى اخير نيز خواهد بود ، چون نهضتهاى اسلامى آنچنان با قرآن گره خوردهاند كه تفكيك آنها از همديگر امر غير ممكن خواهد بود و اين امر خود شايان توجّه و عنايت و دقّت مىباشد . 2 . نقش تفسير در تحوّلات ادبى : بعد ديگر تفسير و تاريخ آن ، ايجاد تحوّل در ادبيّات و علوم بلاغى مىباشد . تحوّلى را كه قرآن مجيد در ادب عربى به وجود آورد و موضوعات آن را از قشر به معنى ، و از چند محور محدود و قابل شمارش ، به چندين عنوان و محورهاى مهمّ رساند و در آفاق وسيعى مانند حكمت ، عرفان ، اخلاق ، سياست ، اجتماع ، تربيت و تعليم سير داد ، به همان مقياس در ادبيات عربى و فارسى ، بلكه در جهان ادبيّات نيز شيوهء نوينى را بنيان نهاد . قرآن يكى از چندين كتاب مهمّى است كه جهان را تكان داده است و تغييرات اصولى و بنيادين را به وجود آورده است . مفاهيم معمولى را دگرگون ، و تحوّلاتى را در عرصههاى مختلف ، ايجاد كرده است كه خوشبختانه اين امر در ادبيّات عربى ، به نحو مشهود و گسترده ، مورد بحث و بررسى قرار گرفته است و احيانا در اغلب كتابها و معاجم تفسيرى تحرير يافته است و در معاجم أدبا و شعرا نيز منعكس گشته است . ولى جاى تأسّف است كه هنوز نقش تفسير در ادبيّات فارسى آنچنانكه عمق و نفوذ داشته است ، مورد عنايت شايسته قرار نگرفته است . به عنوان نمونه ، به چند نوع از اين تفاسير اشارتى مىرود تا سهم آموزندهء آنها در جهان ادبيّات معاصر نيز مشخّص و مبيّن گردد : 1 . ترجمهء تفسير طبرى : تأليف محمّد بن جرير طبرى ، متولّد ( 224 ، متوفّى 310 ه . ق ) كه نام اصلى تفسير ، جامع البيان في تفسير القرآن است . اين ترجمه يكى از كهنترين و اصيلترين ترجمهها است كه به امر صالح بن منصور بن نوح سامانى ، ( 350 - 366 ه ) صورت پذيرفته است . اسفراينى گويد : « اگر كسى به قصد تهيّهى تفسير طبرى ، تا كشور چين سفر كند ، جا دارد » . و نووى در تهذيب گويد : « نظير آن تاكنون تصنيف نشده است . اين كتاب غنىترين متن فارسى قديم از حيث لغات و تركيبات فارسى است كه بهوسيله عدّهاى از علماى ماوراءالنهر خراسان ، به پارسى درآمده است . » « 1 » در مقدمهء ترجمهء تفسير ، از و جهدى كه در بخارا براى نقل تفسير طبرى به زبان فارسى مبذول شده است ، شرح مبسوطى رفته است و نشان مىدهد كه چگونه فقهاى بزرگ خراسان و ماوراءالنهر فتوا به جواز ترجمهء قرآن و تفسير آن به زبان فارسى دادهاند و سدّ ممنوعيّت ترجمه را شكاندهاند . 2 . تفسير پاك : يكى ديگر از تفاسير ادبى ، تفسيرى
--> ( 1 ) ترجمه تفسير طبرى در هفت مجلّد به تصحيح و اهتمام شادروان حبيب اللّه يغمايى ، تهران 1336 - 1344 ؛ البتّه اين مجلّدات ، تلخيصى است از آن تفسير بزرگ و مبسوط .