دكتر عقيقى بخشايشي
30
طبقات مفسران شيعه ( فارسي )
باد - در معرّفى تفاسير قرآن نوعا به صورت الفبايى و قاموسى ، پيش رفتهاند . و نتيجهء طبيعى اين روش ، آن است كه سنجش و ارزيابى منطقى و طبقهبندى تكاملى و تدريجى ، در آن روش ناممكن و غير مقدور گردد ، در صورتى كه شناخت تفاسير و مقايسهء آنها ، بصيرت و آگاهى بيشترى را مىطلبد كه در توان نوع خبرگان نيست ، چه رسد به نوباوگان ولى ما كوشيدهايم تفاسير شيعه را به صورت عصرى و قرنى و به ترتيب زمانى پيش ببريم در روشى كه ما پى گرفتهايم ، يعنى طبقهبندى عصرى و ترتيب زمانى ، دقيقا پيشرفت كمّى همزمان با تاريخ وقوعى و رشد كيفى ، گام به جلو نهاده مىشود و تفاسير قرآن با توجّه به انديشههاى هر قرن و زمانى و روزگار زندگى مفسّران هر عصر ، مطرح مىگردد ، بدينگونه علاوه بر معرّفى تفاسير ، خوانندهء بصير مىتواند گامبهگام در مسير تحوّل و تكامل تاريخ تفسيرنگارى و خود تفاسير نيز پيش رود و مقايسهاى در محتويات آنها نيز صورت پذيرد ، تا از اين ره ، ضمن آشنايى با تفاسير ، توشهء علمى و فكرى نيز كسب گردد . واقعيّت اين است كه قرآن مجيد در آسمان حقيقت و معرفت ، همچون خورشيد تابناك ، يكپارچه نور و حكمت ، و يكپارچه رحمت و هدايت و رمز حيات و سعادت و كمالجوئى در عرصهء مسايل اجتماعى و زندگى ، نقشآفرين و الهامبخش و سعادتآفرين مىباشد . همهء اين مضامين را مىتوان از تفاسير موجود ، بهره گرفت . قرآن ، هدايتگر مردم ، جوياى عزّت و سربلندى و استقلال فكرى است و از آنجا كه از منبع وحى و سرآغاز حكمت و كمال فرود آمده است ، راسخان در علم و غوّاصان درياهاى حقيقت ، و شناوران جوياگر واقعيّت ، مىتوانند از اين اقيانوس متلاطم ، درّهاى گرانقيمتى را به دست آورند و زاد و توشهء حيات خود سازند ، پس غور در شاخههاى آن حوصلهء فراوان و مطالعهگر بىغرضى را مىطلبد كه بىاحساس خستگى ، به تحقيق و تعمّق در زندگى مفسّران پاكباختهء قرآن و دسترنجهاى آنان بپردازد تا مقصود و گمشدهء خود را در مسير اينان بجويد ، چون بىشبهه و ترديد ، از بزرگترين ذخاير معرفتى فرهنگ اسلام ، تفاسير متنوّع قرآن كريم است . اين مجموعهء ناشناخته از ذخاير فرهنگ اسلامى ، با دهها نوع از مسايل گوناگون انسانى و علمى ، به ترتيب و تناسب زمان ، و شدّت نيازها و آرزوها ، و دگرگونى شرايط زندگى ، مورد بحث و بررسى قرار گرفتهاند و چون كمتر كتابى را مىتوان پيدا نمود كه به اندازهء قرآن مجيد ، به آن شرح و تفسير و توضيح نگاشته باشند ، آنهم با نگرشها و ديدگاههاى مختلف و انديشهها و مكاتب گوناگون . ازاينرو حوصله و دقّت بيشترى مىطلبد . رافعى مؤلّف كتاب « اعجاز قرآن » مىگويد : « از زمانى كه تاريخ به وجود آمده است ، در تمام عالم ، كتابى شناخته نشده است ، كه به اندازهء قرآن يا نزديك به آن ، شرح و تفسير بر آن نگاشته شده ، يا تأليف و تصنيفى دربارهاش انجام گرفته باشد . » « 1 » ازسوىديگر اين نوع بررسىها خود عامل وحدت و نشانى از يگانگى ملل اسلامى مىباشد كه معارف همديگر را بهتر بشناسند و به آن ارج بنهند كه در فراز بعدى مورد اشاره قرار مىگيرد .
--> ( 1 ) اعجاز قرآن رافعى ، ص 30 .