دكتر عقيقى بخشايشي
24
طبقات مفسران شيعه ( فارسي )
خود ، در جستجوى آثار يكى از مفسّرين مىگشتم و معمولا از كتابخواندهها مىپرسيدم و نمىدانستند تا بالاخره در همين كتاب شما ، سياههاى آثار او را ديدم و استفاده كردم . اين امر بخصوص به طالبان مبتدى نظير حقير كمكهاى فراوانى مىكند ، چنان كه به اينجانب كمك شد . 4 . شايد بهتر باشد كه در فقراتى كه مفسّر داراى چند تفسير است ، ( نظير همين فقرهء 183 جلد 2 ، روزبهان ، لطائف البيان و عرائس البيان ) نام همهء تفسيرهاى او ، همسنگ و با حروف برابر در صدر نوشته شود . مثلا : 183 - تفسير لطائف البيان فى تفسير القرآن . 184 - تفسير عرائس البيان فى حقايق القرآن . روزبهان و سپس در جاى خود ، نام ديگر تأليفات و آثار او آورده شود همانطوركه دربارهء شريف رضى ( ره ) انجام يافته است . 5 . در فقراتى نظير ميثم تمّار در جلد اوّل ، چه زيباتر مىبود اگر نمونههائى از تفاسير او مىآمد . اين تأكيد مىتواند در مورد همهء مفسّرين شيعى قرون اوّليه پررنگتر باشد ، زيرا همانطوركه مستحضريد ، وقايع فاجعهبار قرون اوليّه ، مانع رسيدن تفاسير شيعى ناب به نسلهاى بعدى شده است . و تفسير شيعى قرون اوليّه ، به ناچار در حلقههاى صوفيان سنّى ، زيسته است ، زيستن يك تبعيدى با همهء محدوديّتها و انكارها . ناآگاهى همگانى از آن چشمههاى جوشنده است كه كسانى چون « پل نويا » را براى اطّلاع از تفسيرهاى كهن اسلامى ، فقط به سراغ مقاتل ابن سليمان مىبرد و نظريهء « تكامل معرفت دينى » را زيربناى تحقيق « زبان عرفانى و تفسير قرآنى » او مىسازد . و تازه آنجا هم كه به سراغ تفسير منسوب به امام صادق ( ع ) مىرود به روايت صوفيان سنّى از آن تفسير برمىخورد . ( كه اجر صوفيان سنّى در تمسّك به نام امام صادق ( ع ) در جاى خود محفوظ است و قابل سپاس ) . بنابراين به نظر حقير دربارهء تفسيرهاى شيعى قرون اوّليه نياز بيشترى به كاوش داريم . در همين جهت ، ذكر هرچه بيشتر نمونههاى تفسير عرفانى و تأويلات امامان معصوم ( صلوات اللّه عليهم اجمعين ) در فصول مربوطه به آنان ، ضرورى به نظر مىرسد تا كسانى همچون اين بنده با عرفان شيعى ، بيشتر آشنا شويم . 6 . ضمن تشيّع هرچه بيشتر در « طبقات » براى ابراز اتّحاد و دوستى با برادران اهل سنّت مىتوان مقدّمهاى بر طبقات زد ، به ويژه اگر قرار باشد به زبان عربى ترجمه شود ( مقدّمهاى مخصوص برادران اهل سنّت حاكى از ضرورت اتّحاد شيعه و سنّى در برابر جهانخواران مستكبر و دينكش و نحوهء رشد معنوى و روحى مسلمين در جهت اتحاد در برابر شيطانهاى بزرگ و كوچكى كه از هر سو شبيخون فرهنگى ، نظامى اقتصادى و سياسى مىزنند ) . شايد صحيح نباشد كه من يكى از چشمان زيباى فرزندم را كور كنم كه مبادا جمالش از كسى دل بشكند ( حقّ آن فرزند ضايع خواهد شد . ) ، بلكه فرزند جميل من ، غرقه در زلالى خويشتن ، همگان را دوست دارد و به همگان مهر مىورزد . زيرا تا اينجا كه دستگير حقير شده ، تشيّع چيزى جز بلندترين پروازهاى آدمى ، بهسوى خدا نيست . بال اين پرنده را نبايد قيچى كرد ، بلكه بايد رحمت و مهر عظيم او را به ديگران شناساند ، بىهيچ دشنامى به ديگران انكار آور . آن پرنده كه برتر از همگان مىپرد يقينا قوّت پرواز را از عشق مىگيرد و يقينا به محبّت آواز مىدهد . بهويژه كه برادران عزيز اهل سنّت ، هم خاندان پيامبر ( ص )